تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه حاج عليخان اعتماد السلطنه (فارسى) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
ثانى در سال ( 626 ) ، « سلطان جلال الدّين خوارزمشاه » ، قهراً از « سلاجقه » گرفت و اين بلده را خراب كرد ، بعد « مغولان » خراب كردند ، و در سال ( 644 ) زلزله‌اى سخت به وقوع آمد ، اغلب ابنيهء عاليه‌اش را خراب نمود ، در سال ( 955 ) « شاه طهماسب » از « عثمانيان » گرفته ، قلعه‌اش با خاك برابر ساخت ، با اين كه « سلطان سليمان » يك قلعه‌اى براى اهالى در ساحل بحيره بنا نمود ، اما اهالى ميل به سكونت نكردند و خراب شد . در « اخلاط » قبور عاليهء اسلام ، به قدرى است كه به شمار نمىآيد ، در هر قدم گنبد و بناهاى عالى است ، بعضى خراب و بعضى آباد ، قبر « سليمان شاه » و « حسن پادشاه » ، زيارت گاه معتبرى است ، خدمات « سليمان شاه » در حرمين باعث سرافرازى تمامى مسلمانان است ، با اين كه سردى « اخلاط » مشهور است ، سيب بسيار خوش بوى معطر و شيرين ، كه هر يكى صد مثقال وزن ، و آلو و قيسى و توت بسيار به حصول مىآيد ، جماعتى از مشاهير منسوب به اين شهر است ، من جمله ( محمد بن ملك داد ) صاحب تلخيص جامع ، و مولانا ( محى الدّين ) كه به همراهى « خواجه نصير » در « مراغه » زيج بستند ، و غيره از دانشوران اين بليده‌اند ، در همان سال خيال « عثمانيان » ، « اخلاط » را مركز « اردوى اناطولى » ساختن بود . اما از آن كه دور تر از حدود روس بود ، از براى مركز اردو « ارزنة الروم » ، بعد « چرنوت » را از نقطهء نظر فنون حربيّه مناسب ديدند ، و از براى جلوگيرى « قشون ايران » ، ضبط « قطور » را كافى دانسته ، در مأموريتِ تحديد حدود ، « قطور » را غصب كرده ، سرباز خانه‌ها ساخته ساخلو گذاردند ، و قرار گذاشتند كه در « كوار » و « دردان » و در « الباق » و در « قطور » چهار فوج پياده ، و سه دسته سوار ، و يك تبارى توپ ساخلو نگاه بدارند ، حالا هم رفتار عثمانيان بر منوال مشروح است . ( انتهى )

منزل دوازدهم ارين

هفت ساعت ، ده معتبر ارامنه است ، راه [ آن ] از كنار درياچه مىگذرد راهش خوب است ، قريب دو فرسخ ، فى الجمله كوه و كتل دارد .