تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه حاج عليخان اعتماد السلطنه (فارسى) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
خرج اين بنا را هم دولت متحمّل است ، زيرا كه سرحد ايران ، و از آنجا تا خاك « ايران » ، بيست و دو فرسخ راه است تا به « خوى » برسد ، و در اين كار اهتمام كلّى دارند ، چنان كه در عهد وليعهد جنّت مكان « حسن خان سردار » « اخلاط » را تصرّف نمود .

توضيح

اسم قديم‌اش « خلاط » است و اين لفظ ارمنى است . اكنون قصبه‌اى قريه مانند ، و حاكم نشين است ، به اصطلاح « عثمانيان » ، مركز قضا است . امّا اين شهر خيلى قديم و تاريخى است ، در زمان قديم معمور و پايتخت بعض حكم داران « ارمن » بود ، مىگويند « انوشيروان » عموى خود ( جاماسب ) را كه در زمان گريختن « قباد » ، قدرى در تخت « ساسانيان » پادشاهى كرده ، و بعد از عودت « قباد » گريخته بود ، به اسم « پادشاه ارمن » به « اخلاط » فرستاد ، و مشارٌ اليه در هجوم « روميان » كشته شد ، باز « ارامنه » روى كار آمدند ، باز « خسرو پرويز » ، أرامنه را تاراند ، در هجوم « قيصر » ، باز دست « ارامنه » افتاد ، در سال هفدهم هجرى ( عياض بن غنم ) حرباً فتح كرد ، در آن وقت ( بوستى نيوس ) نامى از ارامنه ، حكم دار باقوّت در اين مملكت بود ، « عياض » به خراج بست ، در خلافت ظاهرى « حضرت امير عليه السلام » ، فرمانى مُبَيِّنِ مقدارِ خراجِ نفوس ارامنه ، و تكاليف شرعيّه رعيّتى به اسم حاكم « اخلاط » شده است ، اين فرمان را بر پوست آهو نوشته ، طولش زياد از يك ذرع ، و عرض‌اش يك وجب است ، و اكنون همان فرمان در دير معروف به اسم ( حضرت يحيى عليه السلام ) ، كه تركان ( قزل كليسا ) و اكراد ( ديره سور ) مىگويند محفوظ ، و موضوع صندوقهء حرم است و بوسه گاه هر ملت است . خلاصه اين شهر معمور ، بواسطه بعض فترت‌ها خراب شده است . اولًا در سال ( 512 ) ، سيد حسين كه در علوم ظاهره و باطنه و به خصوص در جفر جامع [ و ] متبحّر بود ، ظهور و خروج « چنگيز خان » را استخراج كرده ، به همراهى دوازده هزار خانه ، از اهالى اين شهر هجرت به « مصر » نمود ، اكنون هم در « قاهره » محلهء « اخلاطيان » معروف است .