أرامنه است و يكى از آن جزاير « جزيرهء سيرك » است ، در اين جزيره هم كليسائى است قديم ، جز عمله جات كليسا ، كسى در آنجا نيست ، آب اين درياچه بسيار تلخ است ، و ذى روحى در اين درياچه از صدفيّه و سَمَكيّه پيدا نمىشود ، مگر در مصبّ رودخانهها ، ماهى كوچكى موسوم به « طريخ » پيدا مىشود و ديوان صيد ماهى را هر سال به الزام ، ملتزمى « 1 » در مقابل مبلغى مىدهد ، و به قدرى ماهى صيد مىكنند كه تا به « كردستان » و « آذربايجان » مىبرند .
و يك محصول اين هم ، نوعى « ازبورق » است ، در تابستان آب از دريا كشيده به گردابها مىريزند ، آبش از تابش آفتاب محو شده ، در گردابها تخته تخته به ورق مىماند ، براى صابون بهتر از آهك است ، مىتوان گفت نوعى ( از سُود ) است ، يك فروند « استنپوط » است كه كشتىهاى شراعى را مىكشد ، در اين جا از جانب دولت موجود است ( انتهى )
منزل يازدهم اخلاط « 2 »
پنج ساعت ، راهش خوب و بى عيب ، سابقاً شهرى بوده است در كنار درياچه « وان » ، حالا هم علامت مقبرهها و بعضى عمارات عالى كه از سنگ بوده ، از شهر قديماش ديده مىشود ، بالمرّة مخروبه شده است ، مگر پنج محله ، كه هر كدام به قدر ربع ساعت از هم فاصله دارد ، و هر كدام به قدر صد خانهوار رعيّت ، از كُرد و تُرك ، داخل اين محلّات ، بسيار خوش آب و هوا ، مثل دهات كوچك به نظر مىآيد ، يك ماه از نوروز متجاوز گذشته بود ، باز برف در زمينها ديده مىشد ، با وجودى كه درخت بادام ، زرد آلو و ساير درختان سردسيرى در آنجا فراوان بود . و اين شهر در كنار دريا هست ، آثار شكوفه در درختان ظاهر نبود ، مىگفتند كه در تابستان بهترين ييلاقات است ، اين اوقات حكم شده است كه « والى ديار بكر » ، با مهندسين فرنگى و عثمانى در آنجا آمده ، به طرز فرنگستان عمارات و سربازخانه ، و قهوه خانه ، و مكان ده هزار قشون نظام ، و كوچه و بازار بنا كنند ،
هامش
( 1 ) - متعهّدى ، كسى كه چيزى را بر عهده گرفته است ، مستأجر
( 2 ) - در نقشه « آخلات » نوشته شده است .