بسيار بادوام و عسل خوب و چُپُقهاى ياسمين .
اين شهر هم ، مثل ساير شهرهاى اين طرف ، اوّل در تصرّف « حكومت بابل » بود ، بعد « ايرانيان » متصرّف شدند ، اما جزو « ارمنستان » محسوب مىگرديد ، به اين جهت گاهى هم تابع فياصره مىشد .
در سال هفدهم هجرى « عياض بن غنم » از دست « بروند ارمنى » گرفت ، و خراجى معيّن نمود ، بعد از « امويّه » « عباسيان » ، و ملوك الطّوايف آن سامان ، حكومت بعد به دست اكراد افتاد ، « شرف الدين خان » كه جدّأمَجَد « شَرَف الدّين خان » صاحب « شرف نامه » است ، در اين جا حكومت داشت ، در زمان « سليم اول » ، مثل ساير بلاد « كردستان » به دست « عثمانيان » افتاد ، در سال ( 962 ) اردوى « شاه طهماسب » ، شكست فاحشى به « قشون عثمانى » داده ، غنايم زيادى به دست آورد ، چهار جامع عالى : يكى كليسا بوده ، در [ آن ] زمان فتح كردهاند [ و ] موسوم به « جامع كبير » است ، ثانى « جامع امير شمس الدين » ، ثالث « جامع شرف خان بزرگ » ، رابع « جامع عتيق » است ، و پنج مدرسه دارد موسوم به :
« شكريّه » و « ادريسيّه » و « خطيبيّه » و « حاجبيّه » و « اخلاطيّه » و يك « مكتب رشديّه » و چند « مكاتب ابتدائيّه » از براى اطفال ذكور و اناث به وضع جديد ، پنج زاويه از براى دراويش ، عموم اهالى « مسلم شافعى » ، بعضى « حنفى » ، و همه درويشان « قادريّه » هستند ، حمام « خسرو پاشا » كه تاريخش « بناى خسروانه » است ، و يك پل بيست و يك كمرى است كه از سنگ تراشيده ، از بناهاى خيلى عالى و با شكوه است .
« مولانا عبدالرّحيم » محشّى « 1 » مطالع ، و مؤلّف چند كتاب از منطق و معانى است ، و « مولانامحمد برقلعى » كه يكى از سرآمدان علم فقه و حديث بود ، و محشّى كتاب « خبيضى » و « هندى » در نحو است ، و قدوهء أرباب الطّريقه ، شيخ عمار ياسر كه مريد « ابوالنّجيب سهروردى » و « پير نجم الدّين كبرى » است ، و مولانا « حسام الدّين » كه در تصوّف منسوب « شيخ عمّار » است ، و تفسيرى به زبان تصوّف دارد معروف به « تفسير فايق » ، و مولانا « ادريس بدليسى حكيم » صاحب تاريخ هشت بهشت ، و فرزندش
هامش
( 1 ) - حاشيه نويس دانشمند