تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه حاج عليخان اعتماد السلطنه (فارسى) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
بالاخره همان روز پيش از ظهر ، بايد هفت سنگ به نيت وجوب ، به يكى از آن ميل‌ها زد ، به قسمى كه ناخنِ دست به آن سنگ نخورد ، « 1 » بعد مراجعت كند ، بلافاصله گوسفند بىعيب‌تر بايد ذبح نمود ، يك رأس واجب است و زياده مستحب ، گوشت قربانى بايد سه قسمت شود ، يكى به فقرا ، يكى همسايه و برادر دينى ، از قسمت سيم واجب است كه خودش قدرى بخورد ، « 2 » ولى اين قدر كاكا سياهِ لختِ برهنه ، آنجا جمع شده است كه فرصت تقسيم نمىدهند ، گوشتها را به روى سنگ ، براى ذخيرهء سال خشك مىكنند .

توضيح

آنچه مرحوم مشارٌ اليه ، در باب تقدير و تخفيف گوشت قربانىها مىنويسند ، موافق حقيقت نيست ، و معلوم است كه مخبر اين خبر ، به ايشان بد حالى كرده است ، و حقيقت اين فقره از اين قرار است : حجاجى كه از « سودان » و ساير جاهاى دور آفريقا به « مكه مشرفه » مىآيند ، همه عريان و برهنه هستند ، و در ميان آنها شخصى احرام يا پيراهن پوش باشد ، نادر است ، مىتوان گفت تمامى آنها ، جز يك ساتره ، كه عبارت از دو ذرع متقال است ، و از كمر تا به زانو مىبندند ، مالكِ چيزى نيستند ، و عادت اين اعراب بر اين است ، كه استخوان‌هاى گوشت‌قربانىها را جداكرده ، گوشت‌هاى لخت را نوار مانند بريده ، به روى سنگ‌ها فرش مىكنند تا آن كه به خشكد ، بعد آنها را مثل نوار دسته كرده ، به چَنْطِه‌هاى « 3 » خود گذارده ، به مملكت خودشان برده ، هديه به دوستانشان مىدهند ، و اعتقادشان بر اين است ، كه همان گوشت‌هاى خشكيده ، دواى جميع دردها است ، و باطل كننده سحر و افسون است . خون و شكنبهء گوسفند ، هوا را چنان متعفن مىكند ، كه اكثر سنوات و با برخاسته
هامش
( 1 ) - اگر ناخن به سنگ بخورد اشكالى ندارد . ( 2 ) - احتياط آن است كه قربانى را سه قسمت كنند يك قسمت را هديه دهند ، يك قسمت را صدقه دهند و قدرى هم خود از آن ذبيحه بخورند . ( 3 ) - چنته به فتح اوّل و سوّم صحيح است به معنى كيسه و توبره كه در آن توشه و يا اسباب كار خود رامىگذارند .