يا بد ، ابداً تقصير حقير نشماريد ، فهم حقير زياده از اين نرسيده است .
قسم ياد كردند هر چه تو بگوئى كار نداريم و به تو محبت مىكنيم ، حقير گفت : بسم اللَّه الرحمن الرحيم ، مدد از تو يا « اسد اللَّه » .
اولًا : گفتم خداوند عالم اين « راه مكه » را به اين اشكال قرار داده است ، يك نوع امتحان بنده گان خدا است ، زحمت بكشند و خرج كنند هر گاه خانه خودش را در « شام » قرار داده بود ، البته بدون زحمت ، همه كس مىآمد و محّل امتحان نبود .
حضرات حاجىها گفتند : اين فقره را خودمان مىدانيم ، تو بايد دور خانه گشتن ، و احرام اين سنگ را كه روى هم چيدهاند بگوئى ، ما كه به تو عهد نموديم آزار نكنيم .
گفتم : حالاشما مردمان معقولى هستيد ، احرام اين خانه به حسب باطن اين است كه ، مولود خانه جناب مستطاب « اسد اللَّه الغالب » است ، و اين احترام اين شهر ، با وجود وطن « جناب خاتمانبياء » استچنانكهحضرت « نشاطىخان » مرحوم - اعلى اللَّه مقامه - مىگويد :
خانه زاد خداست كز مادر * زاده در خانه خداست على
زياده از اين حقير ، تفصيل نتوانست بدهد ، از اين دو فقره به عالم تفكر رفتند ، حقير فرصت غنيمت شمرده ، فرار كردم .
احرام حج تمتع
بالاخره حضرات حاج هشتم ذى حجه ، با نهايت آرامى و فراغت در « مكّه » هستند ، صبح هشتم بايد غسل كرده « مسجد الحرام » بيايند ، يا در « مقام ابراهيم » ، يا در زير « ناودان طلا » ، نيّت به عمل كرده ، دوباره به وضع اوّل ، لباس احرام بپوشند .
اگرچه مقدّسين ، دوباره احرام عمره را بعد از اتمام عمل ، از خود جدا نمىكنند ولى واجب نيست . بارى روز مزبور در لباس احرام بايد سوار شوند ، و از « مكه » يك سر به دامنهء « عرفات » بروند ، كه در آنجا ازدحام غريبى است ، و قرب هفتاد هزار مخلوق ، از حاج خارج و بومى ، آن روز در آنجا جمع مىشوند ، و شب نهم را ، كه شب « عرفه » باشد ، واجب است « 1 » در « عرفات » بمانند ، و نيت كنند كه از غروب هشتم تا طلوع نهم در
هامش
( 1 ) - ماندن شب نهم واجب نيست ، وقوف واجب از ظهر روز نهم است تا مغرب شرعى .