« عرببنىلام » ، سنگ ريز كرده ، سد مىنمودند ، اما « سُلطان سليمان » قلعهاى در بالاى چاه آن ساخت و محافظ گذاشت ، آب را از چاه كشيده به بركهها مىريزند تا كه بركهها پر شوند ، همين « اخَيْضر » ، در نصف راه « مكه » و « شام » واقع است ، و تسلط « بنى لام » رفع شد .
از آنجا [ به ] « بركة المعظّم » « 1 » كه بركهاى است در برّيه از سنك ، و بسيار بزرگ و از باران پر مىشود ، از بناهاى « ملك المعظم عيسى » است ، از « ايّوبيه » ، از آنجا به « مغارش الزّير » « 2 » كه « اقرح » هم مىگويند و نيم مرحله است ، و از آنجا به « جبل الطاق » ، [ كه ] مقتل شتر « حضرت صالح عليه السلام » در آنجا است ، و محل مقتل موسوم به « مزحم » است ، از آنجا رو به شرق كرده به سرعت و هلهله مىروند ، از « مبرك النّاقه » عبور مىكنند ، بعد در « حِجْر » كه « مداين صالح » هم مىگويند ، اوتراق مىكنند .
از آنجا « قراصالح » كه در كمره كوه ، خانههاى « قوم صالح » ، منحوت در سنگ ديده مىشود ، چاههاى زياد دارد ، اما خوردن آب آنها را « حضرت رسول » [ صلى اللَّه عليه و آله ] نهى فرمودهاند .
از آنجا به « عُلا » كه قصبچهاى است در نه فرسخى « مداين صالح » [ مىروند كه ] آب و هواى خوب ، و باغهاى مرغوب دارد ، و از آنجا به « قطران » « 3 » كه « طوامير » هم مىگويند [ مىروند . طوامير ] در ميان كمرهاى كوه واقع ، بسيار سخت و بى آب است ، [ از آنجا ] عبور مىكنند .
از آنجا به « شعب النّعام » كه آبش آب باران است و در هر دو طرف راه ، آب جارى هم هست رفته [ آب ] مىآورند . از آنجا به « هَدِيّه » كه چمن است ، و هر جا را كه حفر نمايند ، آب بيرون مىآيد ، اما آبش مسهل است ، و سبب آن كه ، در آن چمن سنا مىرويد .
از آنجا به « فحلتين » « 4 » دو تپه كوچك است ، آب ندارد ، بالاى اين تپهها كوه بزرگى
هامش
( 1 ) - قلعة المعظم نيز ناميدهاند .
( 2 ) - مغارش الرز صحيح است .
( 3 ) - مَطَران صحيح است .
( 4 ) - الفحلتان صحيح است .