تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه حاج عليخان اعتماد السلطنه (فارسى) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
دهات و مزارع معمور است ، جابجا پر از درخت‌هاى بادام ، اهالى از براى حجاج ، ماست و پنير و ساير لوازم آورده مىفروشند . از آنجا از راه « خُلَيْص » تا به « عقبه السّويق » كه راه صاف مستوى است رفته ، [ از ] « عقبه السويق » كه بسيار صعب است عبور مىكنند ، با اين جمله ، جاى خوبى است ، آب جارى و بساتين دارد ، در اين جا عرب « زبيد » ، كه افجر و ارذل اعراب‌اند سكنى دارند ، هفتصد تومان صرّه داشتند ، اما اكنون « دولت عثمانى » آنها را تا به يك درجه مقهور ساخته ، و [ به ] امراى ايشان منصب و مواجب و نشان داده ، صرّه را موقوف داشته است . از آنجا به « عُسْفان » كه فقط يك چاه دارد ، در اين جا آثار كثيره مشاهده مىشود و موسوم به « مُدَرَّج عُسْفان » ، از آنجا به « بطن مَرّ » و از آنجا به « ابو عروه » كه قريه‌اى است واقعه در دامنهء كوه ، باغات و بساتين و آب فراوان دارد ، از آنجا به « مكّه مكرّمه » و اصل مىشوند .

مكّه معظّمه

از « رابغ » ، پنج منزل و پنجاه [ و ] پنج ساعت است ، دو منزلى « مكّه » ، پاره‌اى از معلّمين حاج به استقبال مىآيند ، و به همه كس يك فنجان « آب زمزم » ، و دو عدد خرما تعارف مىكنند ، [ و ] برمىگردند ، روز پنجم شهر مزبور ، در هر راه ، حاجِ مسافر است ، چه از راه دريا ، چه از خشكى . وارد « مكّه » بشوند ، بسيار مشكل خواهد شد اعمال حجشان . بارى اعمال عمره ، الى روز هشتم مىتوان نمود ، الحمدللَّه كه روز پنجم شهر مزبور وارد « مكه » شديم ، با وجود اين كه حقير ، تازه از دست « حماى غشى » « 1 » جسته بودم ، از بركت « بيت‌اللَّه » ، قوتى هم رسيد كه بدون كمك « 2 » ديگرى خودم غسل نمودم ، وارد [ و ] داخل « مسجد الحرام » شديم ، در مقابل [ حجر ] الأسود ، موافق قرار شريعت ، شانه خود را محاذى « حجر » نموديم ، در نهايت دقيقيّت و دقت نيّت كرديم ، هفت مرتبه خانه خدا را شوط « 3 » مىكنيم در حج عمرهء واجب قربةً الى اللَّه .
هامش
( 1 ) - تب همراه با غَش . ( 2 ) - در متن كومك آمده است . ( 3 ) - هفت شوط طواف