مشغول « طواف » شديم و در هر طوف يعنى هر مرتبه كه مقابل « حجر » مىرسيديم ، باز دوش خود را محاذى مىنمودم ، بعد از فراغت از « طواف عمره » ، در « مقام ابراهيم » دو ركعت نماز واجب ، به همان نيت عمره نموديم ، بعد بلافاصله سعى در ما بين « صفا و مروه » نموديم ، تفصيل « بيتاللَّه » و « مسجدالحرام » ، و وضع « صفا و مروه » عرض خواهد شد ، ما بين « صفا و مروه » تخميناً پنجاه قدم راه است ، و بايد از [ صفا ] ابتدا نمود ، چند پله از سنگ ساخته شده ، مىروند بالاى آن پله ، و مثل نيت طواف ، نيت مىكنند كه : هفت مرتبه راه مىروم در ما بين « صفا و مروه » در حجِّ عمرهء واجب . بعد بايد پاهاى خود را به آن پلهها بمالى ، « 1 » و پايين بيايى و دعايى دارد مستحب است بخوانى ، و يك مقامى در ما بين « صفا و مروه » ، به قدر پنجاه قدم ، مثل شتر حركت مىكنند - مستحب است نه واجب - تا خود را به « مروه » برسانى و بلافاصله مراجعت به « صفا » نمائى ، تا هفت مرتبه با احرام ، و در اين سرّها هست .
بعد از اتمام سعى « صفا و مروه » بايد تقصير كنند ، كه واجب است ، و تقصير به اين معنى [ است ] كه يا موى از سر مقراض كنند ، نه اين است كه همه سر را بتراشند ، و يا ناخن بگيرند يا شارب بزنند ، يكى از اين اقسام عمل بياورند ، اعمال عمره كه تمام شد ، برو منزلت ، رخت را بپوش ، در نهايت راحت باش ، انتظار روز هشتم را بكش ، كه دوباره بايد احرام حج تمتع به بندى .
اولًا فىالجمله وضع « مسجدالحرام » اين است كه ، مسجدى است بدون سقف ، و دور آن مسجد ، مثل ايوان طورى است مسقف ، و جميعاً ايوان ، چهار طرفش فرش سنگ است ، ستونهايى دارد از سنگ و « بيتاللَّه » در عين ، « 2 » وسط صحن مسجد است ، قريب بيست [ و ] يك در دارد مسجد مزبور ، هشت خرند « 3 » دارد ، كه از هر در وارد مىشوند ، از
هامش
( 1 ) - ماليدن پا به پلهها لازم نيست .
( 2 ) - عين براى تأكيد است يعنى بيت اللَّه به طور مؤكّد در وسط مسجد قرار گرفته است .
( 3 ) - حياتهايى كه از آجر كنار هم نهاده مفروش شده است .