رابُغ
دو منزل [ و ] بيست [ و ] چهار ساعت است ، قصبهء معتبرى است ، در كنار « درياى محيط » اتفاق افتاده است ، قلعهاى دارد ، چند ارّاده توپ دارد ، مال دولت است ، به اصطلاح خودشان اسكله است ، يعنى بندر است ، از « رابغ » كسى سوار كشتى شود همه جاى دنيا مىتواند برود ، چنانچه از « مصر » و « اسلامبول » و دولت « هندوستان » و « بندر بوشهر فارس » بيرون مىآيد ، ماهىِ حلوا و اقسام ماهىها ، در منزل « رابغ » ديده شد ، از دريا صيد مىشد ، بسيار خوب بودند ، زياد مدح داشت .
در بيان منازل شام الى مكّه معظّمه و احوال و عادات امراى حاج
حجاج راه « شام » مجبورند كه تا در دههء نخستين ماه شوال ، در « شام » جمع شوند ، در پانزدهم ماه مذكور ، « امير حاج » ، به جلال و احتشام بقيّة الحاج ، و از آنجا به « كسوه » و از كسوه به « خان ذوالنون » « 1 » مىرود ، در اينجا به حجاج « آش اوماج » مىدهند . وقف « ابن الحصنى » است ، در قديمالايام در اينجا از حاج باج مىگرفتند ، حالا موقوف است ، از اينجا به « صنمين » « 2 » كه قريه [ اى ] است پر آب ، و محصول خيز ، و نىزارى دارد كه زالو صيد مىكنند ، و قريهء مذكوره ، ملك اولاد « قواساوغلى » تركمان است . انواع طيور صيد و فروخته مىشود ، بعد به « تلّفرعون » و از آنجا « غباغب » كه « سلطان سليم اول عثمانى » ، قلعهاى در آن جا ساخته ، و ساخلو از اولاد « قواساوغلى » در آنجا گذاشته است ، بركهء آب را از براى حاج نگاه بدارند ، گذران اين خانواده ، عُشر محصول دهاتى است كه در ميان « خان ذوالنون » و « صنمين » واقع است . فيما بين « صنمين » و « مزيرب » ، « آب ديله » را عبور مىنمايند و به « مزيرب » مىروند ، حجاج نيز دسته دسته از عقب امير حاج رفته ، در « مزيرب » جمع مىشدند .
« مزيرب » چشمهاى است واقعه در لواء « حوران » ، « سلطان سليمان قانونى » در اين جا قلعهاى ساخته و ساخلو گذارده است ، حالا اولاد آنها در آن قلعه مسكوناند .
هامش
( 1 ) - در اطلس تاريخ اسلام « خان دنون » آمده است
( 2 ) - در اطلس تاريخ اسلام « صخين » آمده است .