عرضاً قريب پانصد قدم ، طولًا سه ساعت راه است ؛ و اين دهات مزبور در ميان آن درّه واقع است ، آب زياد دارد ، نخل دارد ، و پارهاى سبزىآلات و هندوانه كوچكِ بد هم پيدا مىشود ، نارنج خوب و بزرگ ، كه خودشان ليم مىگويند ، در باغاتشان عمل مىآيد ، بسيار آب دارد ، خوش چاشنىِ زراعت زيادشان ، حنا است ، حناى « مكه » كه مشهور است ، مال « بدر و حنين و جُديده » است .
توضيح
اين « حنين » آن « حنين » نيست كه بعد از « فتح مكه » « حضرت فخرى مآب » صلى الله عليه و آله فتح فرمودند ، در اين جا چشمهاى است كه از آن آب فراوان جارى مىشود ، در جايى معروف به « غليب » كه در اين درّه واقع است ، در صدر اسلام واقعهاى در اين جا اتفاق افتاد ، حالا آن موضع نخلستان است و قبور « شهداى بدر » زيارت مىشود ، دو عدد درياچه است كه ساحل آنها باغات و نخلستان و بساتين است ، اين منزل ، منزل « حاج شام » است ، از « رابغ » چهار مرحله ، و از « مدينه » نيز چهار مرحله دور است . اما « حجاج شام » در دو روز قطع « 1 » مىنمايند ، در اين درّه كوهى است ، عبارت از شن بسيار سفيد ، كه به كار بلورسازها مىآيد ، طايفه « مزدار » از قبيلهء « زبيد » در اين ناحيه ساكناند ، و حق حراست از حجاج دارند ، اما حالا دولت [ حراست ] مىدهد . از « بدر » الى « مستوره » ، مواضع منازل گاهى اختلاف به هم مىرساند ، و در « بدر » دو تپهء عالى است كه در بعض اوقات صداى طبل شنيده مىشود ، و به آن صدا ، صداى طبل « حضرت سيّدالكونين » مىگويند ، و فقره « 2 » صدا امرى است مشهور و متواتر . اما آب « حنين » از آب « بدر » گوارا [ تر ] است ، و در اين ناحيه از اشراف ، چهار طايفه مسكون ، و آنها نيز به اسامى « محاسنه » و « قوايده » و « شكره » و « عتق » موسوماند .
اهالى بدر و حنين
كلًا اهلش عربِ پابرهنهء زبان نفهم هستند ، قريب سى چهل هزار از اين دهات ،
هامش
( 1 ) - طى مىكنند
( 2 ) - تُن صدا