تفنگچى خوب بيرون مىآيد ، و اطاعت به احدى ندارند ، مگر به مشايخ خودشان ، هر ساله قريب ده هزار تومان از جانب دولت « روم » مستمرى دارند ، به اعتقاد اعراب باجِ حاج است ، هرگاه « امين صُرّه » ، كه خزانهدار دولت است ، دو ساعت پيش از ورودِ حاج ، اين وجه را به مشايخ مزبور تسليم نكند ، عبور حاج مقدور نيست ، جمعيت مىكنند ، هر گاه رأيشان تاختِ حاج بشود ، پنجاه هزار تومان در آن واحد از حاج مطالبه مىكنند .
مسجد شجره
از « مدينهء منوّره » الى « مسجد شجره » بيست ساعت است ، لابد از اعمال واجبه است ، و ابتداى واجبات است كه در مذهب جعفرى ميقاتگاه است ، آن مسجد خرابه كه يك ديوار دارد ، حكماً جميع حاج - مگر اهل سنّت - و از اهل سنّت هم « طايفهء شافعى » ، در اين باب با « اهل تشيّع » متّفق است ، كه بايد در آن مكان شريف لخت و برهنه گشت ، « 1 » جميع مردم ؛ الا طايفه زنانه [ كه ] براى آن تغيير لباس لازم نيست ، اگر چه پارهاى زنهاى قشنگ ، رخوت « 2 » سفيد سراپا مىپوشند . ولى تكليف زن در عالم احرام صورت نپوشاندن است ، چون صورت پوشاندن عادت شده است ، يك نوع اظهار شرم گشته است ، يك اسباب از علف از ليف خرما مىسازند ، تركيب چلوصافكنِ چشمه گشاد ، و به صورت مىبندند و روبند بر روى آن اندازند ، تركيب خانم بزرگ مىشوند .
هرگاه از حقير زنى همراه بود در اين سفر خيريت اثر « مكه معظمه » ، ابداً مانع از گرفتن مىشدم ، به دليل آن كه آيا نيت احرام به جز اين است كه احرام مىبندند ، در حج تمتع قربَةً الى اللَّه ؟ يعنى خودم را از جميع محرّمات برى مىكنم ، و آنچه كه خدا حرام كرده ، آلوده نخواهم شد ، در بين احرام هرگاه به محرّمات آلوده گردد ، عمل باطل خواهد شد ، بعد از آن كه عمل احرام باطل گشت ، ناقص و باطل است . بعد از آن كه شخصى زحمت كشيده ، پول خرج كرده ، به آب هاى متعفن متحمّل گشته ، سفر يك ساله نموده ،
هامش
( 1 ) - در متن كلمهء « گفت » نوشته شده ، كه به نظر مىرسد غلط املايى است .
( 2 ) - جمع رخت فارسى است به معنى لباسها .