چشمش در آمده ، بگذار به يك نگاه زن جميع اعمال خود را ضايع كند ، هر گاه زن همراه حقير بود ، ابداً راضى نمىشدم ، زن خودم را به صورت خانم بزرگ بسازم .
بالاخره مقدمهء احرام ، عجب حكايت است ، همه حاج ، كوچك و بزرگ ، أعلى و أدنى ، تكليفشان يكى است ، بايد لخت و برهنه گردند ، بى كفش و بى كلاه ، سر برهنه و پاى برهنه ، دو پارچه كه ابداً دوخت نداشته باشد ، يكى به « 1 » كمر ، ديگرى به شانه بياويزد ؛ و بايد در مسجد مزبور كه « مسجد شجره » مىگويند ، غسل كند و دو ركعت نماز ، به نيت واجب احرام به بندد ، و به همان سياق مزبور ، سقف تخته روان و كجاوه بايد برداشته گردد ، ابداً در حركت سايهبان زير نداشته باشد ، شب هنگام خواب ، سر و پاى پوشيده باشد ، خوب حالتى است ، وضع رستن « 2 » از دنيا فى الجمله همين است .
اول حقير يك دفعه ملاحظه نمودم ، قريب چهل پنجاه هزار نفس ، كفن به دوش ، همه يك صورت ، در آن صحرا حركت مىكنند ، بسيار خنديدم ، با آن كه خودم هم به صورت آنها بودم ، بلافاصله حالت گريه دست داد ، يارىِ تقريرى و تحريرى نيست ، خدا نصيب جميع شيعيان نمايد ، به چشم خودشان نگاه كنند .
يكى از اعمال پنجگانه حج تمتع اين است كه احرام در « مسجد شجره » به اين تفصيل شود ، حج تمتع مشتمل بر پنج فقره واجب است :
اول : احرام در « مسجد شجره » . دويم : هفت شوط طواف دور خانه . سيم : دو ركعت نماز در « مقام ابراهيم » . چهارم : هفت مرتبه سعى در ما بين صفا و مروه . پنجم : تقصير يا ناخن گرفتن يا مو از بدن كندن « 3 » ، پس فارغ است .
جُديده
قريهاى است در ميان دو كوه ؛ آبِ جارى و باغات و بساتين و نخلستانها دارد ، هندوانه مىكارند و قريه هم واقع در بالاى تپه كوچكى است .
هامش
( 1 ) - در متن كلمهء « مثل » آمده است .
( 2 ) - نجات و رهايى
( 3 ) - كندن مو در تفصير صحيح نيست .