اهل وَبَرْ
اين دسته به تمام اعرابى اطلاق مىشود كه در بيابانها روزگار مىگذرانند و حيات معيشتى آنان صحرايى است و به سرزمينى وابستگى ندارند . اين گروه از اعراب ، در خيمههايى كه از وَبَرْ يا پوست بافته مىشود ، به سر مىبرند . آنان همواره براى دستيابى به چراگاههاى جديد و نيز تغذيه حيوانات خود ، در حال جا به جايى از مكانى به مكان ديگر هستند .
بديهى است طبيعت خشك و بيابانهاى سوزان و كمبود آب ، مراتع و نيز زندگى سخت ، از آنان عناصرى جنگجو ، مبارز ، مقاوم ، خشن و انعطاف ناپذير ساخته است .
اهل مَدَر
مَدَرىها كسانى هستند كه در شهر ساكن بودهاند . مَدَر به معناى گِل و خشت است .
چون آنان داراى خانههاى ساخته شده از گِل و خشت بودهاند . بديهى است زندگى شهرنشينى و ماندن در يك مكان ، آنان را داراى زندگى و خصوصياتى متفاوت از باديهنشينان كرده و به تبع آن ، تا حدى ازنعمت سواد ، فرهنگ و تمدّن برخوردار شدهاند .
دين در شبه جزيره
پيش از ظهور اسلام ، در هر يك از اكناف و گوشههاى شبه جزيره ، نوعى پرستش و دين خاص رواج داشت . انواع پرستش و يا اديان نسبتاً مطرح ، از ابتدا تا مقارن ظهور اسلام عبارت بودند از :
1 . پرستش ارواح و مظاهر طبيعت
در اين منطقه ، نمادهاى طبيعت و ارواح ، پرستش مىشدند . ستاره پرستى ، آفتاب پرستى ، پرستش ماه و زهره در ميان اعراب جنوبى مرسوم بوده است .
اعتقاد به روح ، جن ، فرشته و غول از مظاهر پرستش ارواح و اجسام در ميان آنان