امتيازات و ويژگىهاى مورد نظر آنان را داشت ، آنجا را براى سكونت مناسب ديدند .
از ميان اعراب يمانى كه در يثرب ساكن شدند ، دو طايفهء نيرومند اوس و خزرج ، كه بعدها پيامبر صلى الله عليه و آله آنان را « انصار » ناميد ، با يهود بنىقريظه و بنىنضير پيمانهايى بستند . « 1 » اوس و خزرج كه از فرزندان « حارث بن زيد بن سواد بن اسلمبن اسحاق بن قضاعه » بودند ، همواره براى تسلط بر شهر يثرب با يكديگر رقابت مىكردند . منابع تاريخى مملو از شرح وقايع ، جنگها و ستيزهاى اين دو طايفه با يكديگر است كه به آنها « ايام العرب » گفته مىشد . « 2 » .
درگيرى و كشتار ميان اوس و خزرج ، امرى عادى و كارى روز مرّه بود ، در حالى كه هيچكس در اين منطقه نبود تا بتواند اين دو رقيب را با هم تفاهم دهد و به زير سلطه و نفوذ خود درآورد و به عبارتى ، كسى نبود كه حرف آخر را بزند . به گفتهء « ولهاوزن » :
« نزاع و تخاصمى كه وجود داشت زندگى را براى تودهء مردم سخت مىنمود ، تنها يك مرد مىخواست كه بتواند اين جامعهء متفرق را انتظام بخشد . » « 3 » .
خداوند در اين زمان ، با ظهور اسلام و بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله ، آنان را به هدايت و صلح و دوستى رهنمون ساخت و رسول اللَّه صلى الله عليه و آله به عنوان فرمانرواى مطلق ، جهت التيام بيمارى عداوت و دشمنى و اعادهء امنيت به اين شهر رهسپار شد . « 4 » در اين موقعيتِ ويژه بود كه آن حضرت به عنوان عامل وحدت رخ نمود و قبايل مختلف يمانى را با عنوان « انصار » در پيمانهاى عقبهء اول و عقبهء دوم متحد ساخت و سرانجام نيز دو جناح متخاصم و نيرومند شبه جزيره ؛ يعنى قحطانيان و عدنانيان را پس از قبول دين مبين اسلام ، با نام انصار و مهاجر در زير لواى اين دين ، به يكديگر پيوند اتحاد زد . « 5 » با مهاجرت پيامبرخدا صلى الله عليه و آله به يثرب ، اين شهر را مدينة النبى صلى الله عليه و آله ناميدند .
هامش
( 1 ) . ابراهيم بيضون ، سهيل زكار ، همان ، ص 28 .
( 2 ) .1 - carl Brockelman ,History of the Islamic peopel ,p . 16 . .همچنين ، ابن سعد ، طبقات الكبرى ، ج 3 ، ص 604 ، يعقوبى ، تاريخ اليعقوبى ، ج 2 ، ص 27
( 3 ) .2 - Wellhousen , julius ,the Arabkingdom and its fall p . 6 .( 4 ) .3 -Encylopedia , BritanikaV . 15 , p . 64 .( 5 ) . ابن سعد ، همان ، ج 1 ، ص 238 ؛ ابراهيم بيضون ، همان ، ص 43