بزرگ مقدارى كثير از روح جمع مىشود و در ظاهر منى پردهاى سخت پيدا مىشود و احاطهء آن منى « 1 » مىكند و از مشيمهء زن خون و روح بسيار كه توسّط شرايين و آورده به مشيمه آمده ، به سوى منى مىآيد ، « 2 » تا به حدّى كه آن تجويف بزرگ از خون و روح پر مىگردد . بعد از آن قوّهء مصوّره ، كه در بحث « ارواح » در مبحث « قوى » گفته شد ، اعضاى جنين را تصوير مىكند از منى و عضوهاى سفيد مثل دماغ و استخوان و غضروف و اغشيه و رباطات و رگهاى « 3 » شريان و وريد تصوير مىكند و از خون وريد كه از جگر مىآيد ، باقى اعضاى لحمى مگر دل كه خون شريان كه از دل مىآيد ، تصوير مىكند ؛ و قوّت مصوّره ابتدا مىكند به تصوير عضوى چند كه اعضاى ديگرند و آن دماغ و دل و جگر است :
دماغ از نفس منى ، و « 4 » دل از خون شرايين ، و جگر از خون آورده .
بعد از آن شريانى از شريانها كه در مشيمه است ، روح حيوانى و خون لطيف به دل مىرساند « 5 » و وريدى از اوردهء مشيمه به جگر ، و خون حيض « 6 » جهت غذا به دو مىرساند .
بعد از آن از اين اعضاى سهگانه سه عضو پيدا مىشود : از دماغ ، عصب و نخاع و از دل ، شريان بزرگ و از جگر ، وريد اجوف . بعد از آن از منى احداث استخوانها مىكند تا محافظت اين عضوها بكند . استخوان قحف ، يعنى كاسهء سر ، كه محيط است به دماغ جهت محافظت نخاع « 7 » كه به پارسى آن را مازهء پشت گويند ؛ و دندانههاى سينه جهت محافظت دل ؛ و دندانههاى پهلو جهت محافظت جگر .
بعد از آن عضوى چند ديگر تصوير مىكند كه به اين اعضا نزديكاند ، مثل آلات حسّ از دماغ ، و شش از دل ، و معده و سپرز و زهره و گرده از جگر . بعد از آن ، ديگر اعضا كه در تجويف سينه و شكماند ، بعد از آن ، دستها و پاىها و باقى اعضا كه در
هامش
( 1 ) . م : - آن منى .
( 2 ) . م : + و .
( 3 ) . م : رگهاى .
( 4 ) . م : - و .
( 5 ) . م : مىرسانند .
( 6 ) . م : + به .
( 7 ) . س : دماغ .