جنين آورده ، و بعضى گفتهاند [ كه ] « 1 » شنيدهايم كه زنى چهار بچّه آورده ، و بعضى گفتهاند كه شنيدهايم كه زنى « 2 » پنج بچّه به يك شكم آورده و در چهار سال بيست بچّه آورده به چهار شكم و همه « 3 » زيستند .
حرف الحاء
الأعضاء
حلق :
گلو .
حلقوم :
قصبهء شش كه ممرّ نفس است .
حنك :
كام .
حدقه :
سياهى چشم .
حشا :
دل . « 4 »
حالب :
مجرايى است در اربيّه ، يعنى بيخ ران .
حجاب سينه :
پردهاى است كه سينه را دو نيم « 5 » كرده و آن را حجاب قاسم صدر گويند و ذات الصّدر و ذات العرض در اين پرده مىباشد ، و در « 6 » حرف « ذال » بيان و تصوير آن خواهد آمد .
حقوين :
دو استخوان از جمله مهرههاى پشت نزديك به نشستنگاه .
الأمراض
حبّ القرع :
كرم كدودانه است .
فايده : بدان كه كرمى كه در معده و « 7 » روده تولّد كند ، چهار نوع است : يكى دراز و
هامش
( 1 ) . به قياس افزوده شد .
( 2 ) . م : كه زنى شنيدهايم .
( 3 ) . م : + روزه .
( 4 ) . حشا : هرچه درون حجاب است در شكم از كبد و طحال و كرش و جز آن يا ما بين ضلع خلفى كه در آخر پهلوست تا ورك . ( لغتنامه ) جمع آن احشاء است .
( 5 ) . م : نيمه .
( 6 ) . م : - در .
( 7 ) . س : - معده و .