تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
بدى مردمان گفتن . و اين شفاست از هر دردى . انتهى . و آب باران ، زود متعفن مىشود . علاج آن ، آن است كه بجوشانند تا زود متعفن نشود . و آب چاه ، قاطبه بد است . و آب قنات نسبت به آب چشمهء جارى موصوف سابقا ، خوب نيست ؛ امّا به از آب چاه و آب ايستاده است . و آب ايستاده از هر قسم كه باشد بر معده ثقيل است و اگر تغييرى از ايستادن در مزهء آن رسيده باشد ؛ مولد بلغم است و باعث مرض استسقاء « 1 » و غير آن از امراض صعبه مىگردد . و آب گل‌آلوده ، مولّد سنگ مثانه و سدّه است . اگر لا بدّ آشاميده شود ، در عقب آن بايد از مدرّات مثل انار يا غير آن خورده شود . ليكن آب گل‌آلود به جهت كسى كه تليين زيادى در طبعش باشد نفع دارد به سبب بطوء انحدار . « 2 » و آب معادن ، مطلقا به جهت آشاميدن بد است ، الّا معدن آهن كه آن تقويت جميع احشاء و قواى شهوانيّه مىكند . و آب معدن نوشادر ،
[ 26 b ]
طبيعت را روان مىكند و نشستن در آن آب و حقنه كردن ، همين خاصيت دارد . و آبى كه از معدن شبّ ، يعنى زاج آيد به عكس نشادر ، حابس است . و تدبير آب‌هاى غليظ بر اين نحو مىتواند بود كه بجوشانند تا ثلث بماند كه نفخش كم مىشود و زود از معده منحدر مىشود . فاضل خجندى در تلويح « 3 » كه يكى از مصنّفات اوست ، در باب حفظ صحت در فصل
هامش
( 1 ) . استسقاء ، واژه‌اى عربى است كه « آب خواهندگى » برابر نهادهء واژه به واژهء آن است . اين بيمارى در گذشته و امروز از بيمارىهاى دشوار درمان بوده است . در گذشته ، در بيشتر نوشتارهاى كهن از سه گونهء گوشتين - لحمى - و مشكين - زقّى - و طبلى آن ياد مىكردند . به اين ترتيب كه اگر مايهء بيمارى از گوشت بوده آن را لحمى و اگر از آب بوده ، زقى و اگر از باد بوده باشد طبلى نام مىداده‌اند . ( 2 ) . بطوء انحدار : كند گذرندگى . ( 3 ) . فخر الدين محمد خجندى از پزشكان بزرگ ايرانىتبار است كه چون بيشتر آثارش را عربى نگاشته براى پژوهندگان تاريخ علم كمابيش ناشناخته مانده است . اين دانشمند را از اطباى سدهء ششم هجرى ياد كرده‌اند . نويسندهء اين سطور با جستجو در فهرست كتابخانه‌هاى ايران و برخى ديگر كشورها به كارنامه‌اى از -