تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
زن نزايد و از اين آب بخورد خداى به او فرزندى عطاء كند . و اگر مرد عنين « 1 » باشد
[ 25 a ]
و بخورد از اين آب ، قدرت بر مجامعت به هم مىرسد . و اگر خواهى كه زن ، آبستن شود به پسر يا به دختر ، مىشود . و اگر صداع « 2 » داشته باشد و بخورد از اين آب ، ساكن مىشود صداع او . و اگر درد چشم داشته باشد عناب را در چشم بچكاند و بخورد از آن . و بشويد چشم را به آن ، كه خوب مىشود چشمش به اذن خدا و بيخ دندان‌ها را قايم و محكم سازد . و دهن را خوش‌بو مىكند و باعث اين مىشود كه از بيخ دندان‌ها ، لعاب سيلان ننمايد . و تخمه نمىشود هرگاه طعام بسيار بخورد ، و از هوا آزارى به او نمىرسد . و نمىرسد او را فالج . و پشتش درد نمىآيد . و نمىرسد او را زكام و درد دندان . و شكايت نمىكند از معده و نمىرسد او را قولنج . « 3 » و محتاج نمىشود به حجامت . و نمىرسد او را ناسور « 4 » و نه خارشى و نه آبله و نه جنون و نه جذام و نه برص « 5 » و نه رعاف « 6 » و نه قى . و نمىرسد او را كورى و نه لنگى و نه لالى و نه
هامش
( 1 ) . مرد عنين : ناتوان از انجام وظيفهء جنسى طبيعى مردانه . ( 2 ) . صداع : سردرد . اين بيمارى در درس‌نامه‌هاى پزشكى گونه‌هاى فراوانى داشته كه برحسب سبب پديد آورنده‌اش آن را توصيف و درمانش را ارائه مىكردند . ( 3 ) . قولنج : التهاب روده‌اى( Colitis )كه پزشكان امروزه آن را با نام كوليت مىشناسند . التهاب قولون نام ديگر آن است . ( 4 ) . ناسور : واژه‌اى است عربى ، كه مفرد نواسير است . پزشكان امروزى بيشتر آن را با نام فيستول( Fistula )مىشناسند . ويليام الكساندر دورلند آن را چنين توصيف كرده است : ناسور ، مجراى غير طبيعى كه از بسته شدن ناقص يك زخم يا آبسه - به شكل مرضى يا به صورت مادرزادى - بين دو سطح يا يك حفرهء سروزى با يك سطح ايجاد شود و معمولا ناقل مقدارى مايع است كه ممكن است چرك . . . . يا محتوى يكى از احشاى حفره‌هاى بدن باشد ( فرهنگ پزشكى ، ج 1 ، ص 514 ) . ( 5 ) . برص : پيسى. ( Vitiligo )از بيمارىهاى پوستى كه از دير زمان تا اين روزگاران در شمار دشوار درمان‌ترين بيماريهاست . در قرآن به درمانگرى مسيح پيامبر - سلام پروردگار بر او باد - به فرمان پروردگار به زنده كردن مردگان و بهبود كوران مادرزاد و پيسى اشاره شده كه هر سه مورد براى پزشكان امروزين نيز در شمار ناشدنىهاست . ( 6 ) . رعاف : خون رفتن از بينى كه سبب‌ها و درمان‌هاى گوناگونى دارد و پزشكان معاصر به آن( Epitaxis )مىگويند .
گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 385 | مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى