كرى . و نمىرسد چشم او را آب سياه . « 1 » و نمىرسد او را
[ 25 b ]
دردى كه باعث فساد نماز و روزهء او بشود و نه وسوسه از جنّ و نه از شيطان .
و حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - فرمودند كه جبرئيل - عليه السّلام - فرمود :
اينكه كسى كه بياشامد از اين آب و بوده باشد همه كوفتهايى « 2 » كه مىرسد به مردمان . پس به درستى كه اين آب شفاست از براى او از جميع كوفتها . پس گفتم : اى جبرئيل ! آيا نفع مىكند در غير چيزى كه گفتى از دردها ؟ جبرئيل - عليه السّلام - فرمود : قسم به حق كسى كه فرستاده تو را به حق به پيغمبرى ، كه كسى كه بخواند اين آيات مذكوره را ، بر اين آب ، پر مىكند خداى تعالى دل او را از نور و روشنى و مىاندازد الهام را در دل او . و جارى مىسازد حكمت را بر زبان او و پر مىكند دل او را از فهم و بينايى چيزى را كه نداده و عطا نكرده مثل آن را به احدى از عالميان . و مىفرستد به سوى او هزار آمرزش و هزار رحمت . و بيرون مىبرد غش و خيانت و غيبت و حسد و ظلم و تكبّر و بخل و حرص و غضب را از دل . و همچنين بيرون
[ 26 a ]
مىبرد از دل او عداوت و بغض و سخنچينى و
هامش
( 1 ) . آب سياه از بيمارىهايى است كه در گذشته و امروز ، براى چشم خطرناك شمرده مىشود . پزشكان امروزى به آن گلوكوم( Glaucoma )مىگويند كه نام ديگر آن آب سياه است . يادآور مىشود اين واژه از ريشهء يونانى آمده و به معنى آب مرواريد است . در درسنامههاى پزشكى امروزى حالتى كه فشار چشمى به شكل ناطبيعى افزوده شده باشد كه تحمّل آن براى چشم دشوار است گلوكوم خوانده مىشود كه مىتواند اوّليه يا ثانويه باشد كه از انواع ديگر آن گلوكوم مادرزادى است .
( 2 ) . در دوران صفويه اين واژه به فرهنگ پزشكى پارسى نگاشت راه يافت و پيش از آن در سالهاى پيش از 900 ه . ق / 1494 م بندرت اين اصطلاح به كار رفته است . اما اين واژه خود در آن دوران دو معنى خاص و عام داشت . از دههء چهارم سدهء دهم هجرى ، كه دو بيمارى سوزاك و سيفيليس گسترش يافت - پس از آنكه بهاء الدولهء رازى در خلاصة التجارب ( تأليف 907 ه . ق ) آن را با نام آبلهء فرنگى معرفى كرد - اندكاندك پزشكان ديگر نيز چون يوسفى هروى و عماد الدين محمود شيرازى به نگاشتن نوشتارهايى پيرامون آن پرداختند واژهء آتشك و كوفت را براى اين دو بيمارى انتخاب كردند . در اواخر دوران صفويه ، به بيمارى ، لقب كوفت هم داده مىشد . از جمله نصير الدين بن كاشف يزدى در رسالهء تحفهء شاهيهء عباسيه كه ترجمه و شرحى از رسالهء ذهبيه منسوب به پيشواى هشتم دوازده اماميان است - و نگارندهء اين سطور آن را ويراسته است - در برابر معادل عربى بيمارى ، واژهء كوفت برگزيده است . فراهم آورندهء اين رساله نيز كه حدود سى سال پس از تأليف رسالهء ياد شده اين نوشتار را ارائه داده ، كوفت را به معنى مطلق بيمارى به كار برده است .