[ 20 b ]
مىخورند احتراز نمايد كه سبب تخمه « 1 » مىشود و بايد كه در روز فصد ، اكتفا كند بر تناول قليهء نار و مزوّرات ترش و شيرين ،
و حجامت كه سنّت است و استعمال آن در دردسرى كه از غلبهء خون باشد يا درد دندان شديد و ورم لثه كه با سرخى چشم باشد و غير آن مناسب است . و بايد كه دست حجّام « 2 » بسيار درشت نباشد . و اطراف حجامت ناهموار و بد نباشد . و موضع حجامت را اوّلا بسيار بمكد تا مضع حجامت ، تخدير « 3 » به هم رساند و كم درد كند . و بعد از فارغ شدن از حجامت ، گل سرخ خشك كوبيده با صندل به موضع حجامت بگذارند .
الباب الثانى عشر [ . . . . ] « 4 » باب دوازدهم در اسهال و منفعت آن و تدبير هر استفراغى و هر خلطى
آنچه دلالت بر زيادتى صفرا مىنمايد ؛ زردى رنگ بشره است و دوار « 5 » سر ، خصوصا در وقت
[ 21 a ]
خلاى معده و تلخى مزهء دهن و خاريدن بدن و خشكى و غشى و آروغ دخانى « 6 » كه از حلق متصاعد مىشود . و درد سر ، كه كمى رغبت به غذا و بسيارى تشنگى
هامش
- سخن مىگوييم . آب گوشت - اگر گوشت خوبى باشد يا گوشت برّهء يك ساله و دو ساله و يا گوشت پرندگان خوشگوشت - سودمندترين چيزها براى ضعف قلب است . . . و بيشتر پزشكان روزگار ما ، گمان مىبرند كه آبگوشت همان سوپى است كه در آبش گوشت جوشانيده شده باشد . ولى به راستى چنين نيست ، بلكه آب گوشت آن چيزى است از گوشت پختهاى بدست مىآيد كه آنچنان كوبيده شود تا تراوش آن بيرون آيد .
سپس پالاييده و نوشانيده شود ( برگرفتهء كوتاهى از الادوية القلبيه ، صص 245 - 276 ) .
( 1 ) . تخمه در پزشكى كهن از گونههاى بدگوارى و ناگوارى طعام دانسته مىشده است . محمد اكبر ارزانى مىنويسد : اگر سبب ضعيف است ، ضعف هضم آرد . و اگر قوى است ، تخمه . و اگر متوسط است ، سوء هضم يعنى فساد هضم . و نشان ضعف هضم ، آن است كه غذا تا دير در معده بماند . پس منحدر شود بر سبيل عادت ، هضم يافته و نشان سوء هضم آن است كه غذا ، هضم تام نيابد و با فساد بود و تخمه آن است كه اصلا هاضمه در غذا تصرف نكرده باشد و همچنان برآيد به قى يا اسهال ( ميزان الطب ، ص 116 ) .
( 2 ) . حجام : حجامتگر .
( 3 ) . تخدير : كرختشدگى .
( 4 ) . متن بياض است .
( 5 ) . دوار : سرگيجه .
( 6 ) . آروغ دخانى : باد گلوى دودناك .