و خشكى دهن و بسيارى اين علامات و كمى آن دلالت بر بسيارى مادّه و كمى آن مىنمايد . پس هرگاه بسيار باشد اين علامات ، جوشانيده به اين صفت ميل نمايند : هليلهء زرد 10 درم ، بليله 3 درم ، شاهتره 7 درم ، آمله 3 درم ، اجّاص « 1 » 20 دانه ، عناب 20 دانه ، تمر هندى 10 درم ، فلوس خيارشنبر 7 درم ، ترنجبين 20 درم با گلقند بنفشه 3 درم موافق دستور بپزند . و اگر نتواند خورد شربت آلو يا شربت گل مكرر يا شربت تمر هندى ميل نمايد . و اكتفا نمايد بر اطعمه و اشربهاى كه در باب فصد ذكر كرديم .
دلايل مرّهء سوداء ، « 2 » كمودت « 3 » رنگ است و بدمزگى دهان و ترشى آن و فكرهاى غير متعارف بد ، و همّ و غم و اهتمام زياد در امور به غير سبب و باعثى ؛ و ديدن خوابهاى بد . و هرگاه اين علامات مذكوره بسيار
[ 21 b ]
شود جوشانيدهاى به اين صفت ميل نمايد :
هليلج كابلى 10 مثقال ، « 4 » افيتمون 5 مثقال ، تربد 2 مثقال ، مويز طايفى 10 درم ، اگر نتواند حبى از اين اجزا بسازد و ميل نمايد : افتيمون 1 درم ، تربد نيم درم ، غاريقون 3 درم ، ايارج نيم درم ؛ و غذاى او از شورباهاى ساده و قليهها و ماء اللحم باشد . و از ترشىها اجتناب لازم دارند . و همچنين از چيزهايى كه از شير پخته شده باشد مثل شير برنج و فرنى و غيره .
و گوشتهاى بسيار ثقيل و گوشت اقسام ماهىها - خصوصا ماهى شور - و از جملهء حبوب از ماش و از جملهء سبزىها از كرنب و كرفس ، اجتناب لازم داند .
و آنچه دليل زيادتى بلغم است ، كسالت و سستى اعضاء و سفيدى رنگ و بىمزگى دهن با رطوبت زياد و كمى تشنگى و بسيارى خواب كه زياده از قدر طبيعى باشد . و كسى كه اين علامات مذكوره در او بسيار باشد ، بايد از اين شربت ميل نمايد : هليلج سياه 10
هامش
( 1 ) . اجاص : زردآلو .
( 2 ) . مرهء سوداء : خلط سوداء . در گذشته واژهء مره را گاهى مترادف خلط به كار مىبردند و در نوشتارهاى پزشكى پارسى نگار كهن ، اصطلاح « گش » نيز برابر نهادهء خلط به كار رفته است .
( 3 ) . كمودت : تيرگى رنگ پوست .
( 4 ) . در گذشته كاتبان واحدهاى وزنى را گاهى به شكل اختصار ياد مىكردند . و مثقال را با حرف ميم نشان مىدادند . در اين رساله نيز ضبط « م » گاهى به كار رفته كه به شكل مثقال در متن آورده شده است .