صاحب تقويم گويند : چون بسيار استعمال « 1 » كنند ، شش را بد بود . مصلحش صمغ عربى است « 2 » .
بدلش يك وزن و « 3 » نيم صمغ البطم « 4 » است . و گويند يك وزن آن لبان .
مقل اليهود
در بعض نسخ به جاى قفر اليهود « 5 » ، مقل اليهود مذكور است . و قرينهء يكديگرند در آثار .
و آن صمغ درختى است در بلاد عرب . و مقل ازرق نيز خوانند و مقل مكى « 6 » غير آن است . و آن ثمر درختى است در مكّه ، كه چون پخته شد آن را مىخورند و آن درخت را « دوم » مىخوانند .
و مختار از مقل اليهود آن است كه صافى باشد شبيه به سريشمى كه از پوست گاو مىسازند و زود در آب حل شود و چرك و چوب در او نباشد . و چون بسوزند بويى شبيه به اظفار الطيب از آن آيد و زود شكن باشد . و آنچه بوى راتينج كند و امثال آن اختيار كند « 7 » .
گرم و خشك است در سيوم « 8 » و گويند سرد است و گويند تر است و گويند گرم و تر است « 9 » در دوم .
مدرّ بول بود و سنگ بريزاند و به درد پهلو و كزاز و رياح نافع بود ، بواسير زايل كند و مسهل بلغم بود و رحم پاك سازد و به جميع سموم فايده دهد و سدهء گرده و مثانه بگشايد .
شربتى دو مثقال است .
هامش
( 1 ) . س : اشتغال ، ن و م : استعمال .
( 2 ) . س : اشتغال ، ن و م : استعمال .
( 3 ) . م : - و .
( 4 ) . ن و م : حب البطم .
( 5 ) . ن : فقر اليهود ( ؟ ) .
( 6 ) . ن : يكى .
( 7 ) . ن و م : نكند .
( 8 ) . س : سئوم ، ن : سيم .
( 9 ) . ن : دويم ، م : - و گويند تر است و گويند گرم و تر است .