به تركى و فارسى خوانند . و اين سه قسم را تمام از بلاد چين آورند « 1 » . و قسم چهارم را شامى « 2 » خوانند و ريوند الدوّاب گويند « 3 » . و رطب « 4 » قليل الاستعمال است .
و صاحب تقويم گويد : دو قسم است چينى و خراسانى . خراسانى ريوند الدوّاب است و بهترين جميع اقسام ريوند چينى است يعنى قسم اول « 5 » . و « 6 » گويند بيخ ريباس « 7 » چين « 8 » است .
مختار آن است كه ثقيل و متكاثف نباشد و زرد رنگ بود به مرتبهاى كه چون صلايه كنند مشابه زعفران شود و سمها بزرگ بود مانند سم اسب و ظاهرش خورده « 9 » نشده باشد . و راوند را مغشوش « 10 » سازند به آنكه در آب بجوشانند و آب آن را به قوام آرند و خشك كنند و جرم « 11 » را جدا خشك كنند و بفروشند . و ريوند مغشوش
[ 18 a ]
كمرنگ باشد « 12 » و متكاثف . و چون اندكى بخايند رنگ بسيار بيرون نيايد و ريوند « 13 » كه مايل به سبزى باشد نارسيده است « 14 » .
خوزى « 15 » گويد : گرم و خشك است در دوم « 16 » .
جالينوس گويد : مركّب القوى از جوهر « 17 » ارضى بارد كه « 18 » آن تقويت « 19 » اعضاء مىنمايد و از جوهر حارّ نارى و از جوهر هوايى لطيف ، فادزهريت دارد « 20 » .
هامش
( 1 ) . ن و م : آرند .
( 2 ) . ن : سامى .
( 3 ) . نقل قول ابن جميع از تذكرهء جامع ابن بيطار ، ج 1 ، صص 423 - 424 .
( 4 ) . ن : در طب .
( 5 ) . صاحب تقويم اشاره به ابن جزله ( م 493 ه . ق ) دارد و نام كامل كتاب تقويم الابدان فى تدبير الانسان است . اين كتاب در دسترس نبود و اين نكته در تذكرهء جامع ذيل راوند نيز نيامده است .
( 6 ) . ن و م : - و .
( 7 ) . ن : ريواش ، م : ريواس .
( 8 ) . ن و م : چينى .
( 9 ) . ن : خورد .
( 10 ) . س : معشوس .
( 11 ) . س : جزم ، ن و م : جرم .
( 12 ) . م : بود .
( 13 ) . م : ريونه .
( 14 ) . ن : بود ، م : تا رسيده بود .
( 15 ) . ن : جوزى ، م : حوزى .
( 16 ) . ن و م : دويم . تذكرهء جامع ابن بيطار ، ج 1 ، ص 423 كه در متن عربى به جاى خوزى ، حورى ثبت شده است .
( 17 ) . ن : مركب القوى المرز هرا ( ؟ ) ، م : - جوهر ، + هر .
( 18 ) . ن و م : + به .
( 19 ) . س : تقويه ، ن و م : تقويت .
( 20 ) . تذكرهء جامع ابن بيطار ، ج 1 ، ص 422 .