تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
به تركى و فارسى خوانند . و اين سه قسم را تمام از بلاد چين آورند « 1 » . و قسم چهارم را شامى « 2 » خوانند و ريوند الدوّاب گويند « 3 » . و رطب « 4 » قليل الاستعمال است . و صاحب تقويم گويد : دو قسم است چينى و خراسانى . خراسانى ريوند الدوّاب است و بهترين جميع اقسام ريوند چينى است يعنى قسم اول « 5 » . و « 6 » گويند بيخ ريباس « 7 » چين « 8 » است . مختار آن است كه ثقيل و متكاثف نباشد و زرد رنگ بود به مرتبه‌اى كه چون صلايه كنند مشابه زعفران شود و سمها بزرگ بود مانند سم اسب و ظاهرش خورده « 9 » نشده باشد . و راوند را مغشوش « 10 » سازند به آنكه در آب بجوشانند و آب آن را به قوام آرند و خشك كنند و جرم « 11 » را جدا خشك كنند و بفروشند . و ريوند مغشوش
[ 18 a ]
كم‌رنگ باشد « 12 » و متكاثف . و چون اندكى بخايند رنگ بسيار بيرون نيايد و ريوند « 13 » كه مايل به سبزى باشد نارسيده است « 14 » . خوزى « 15 » گويد : گرم و خشك است در دوم « 16 » . جالينوس گويد : مركّب القوى از جوهر « 17 » ارضى بارد كه « 18 » آن تقويت « 19 » اعضاء مىنمايد و از جوهر حارّ نارى و از جوهر هوايى لطيف ، فادزهريت دارد « 20 » .
هامش
( 1 ) . ن و م : آرند . ( 2 ) . ن : سامى . ( 3 ) . نقل قول ابن جميع از تذكرهء جامع ابن بيطار ، ج 1 ، صص 423 - 424 . ( 4 ) . ن : در طب . ( 5 ) . صاحب تقويم اشاره به ابن جزله ( م 493 ه . ق ) دارد و نام كامل كتاب تقويم الابدان فى تدبير الانسان است . اين كتاب در دسترس نبود و اين نكته در تذكرهء جامع ذيل راوند نيز نيامده است . ( 6 ) . ن و م : - و . ( 7 ) . ن : ريواش ، م : ريواس . ( 8 ) . ن و م : چينى . ( 9 ) . ن : خورد . ( 10 ) . س : معشوس . ( 11 ) . س : جزم ، ن و م : جرم . ( 12 ) . م : بود . ( 13 ) . م : ريونه . ( 14 ) . ن : بود ، م : تا رسيده بود . ( 15 ) . ن : جوزى ، م : حوزى . ( 16 ) . ن و م : دويم . تذكرهء جامع ابن بيطار ، ج 1 ، ص 423 كه در متن عربى به جاى خوزى ، حورى ثبت شده است . ( 17 ) . ن : مركب القوى المرز هرا ( ؟ ) ، م : - جوهر ، + هر . ( 18 ) . ن و م : + به . ( 19 ) . س : تقويه ، ن و م : تقويت . ( 20 ) . تذكرهء جامع ابن بيطار ، ج 1 ، ص 422 .