و بعضى گويند در سيوم « 1 » . شيخ مىفرمايد « 2 » : گرم است در سيوم ، خشك است در دوم « 3 » .
مختار آن است كه به كمال رسيده باشد و رنگش « 4 » مايل به سفيدى و زردى بود « 5 » .
طعمش ميان تلخى و شيرينى « 6 » و تيزى « 7 » باشد « 8 » . و احتراز بايد كرد كه « 9 » از آن اسقيل كه تنها برآمده باشد و در آن زمين ديگر اسقيل نباشد گويند آن اسقيل « 10 » سم است .
و اسقيل از اجزاى ثانوى ترياق است . تقطيع و تجفيف « 11 » و تلطيف « 12 » تمام دارد .
فضول « 13 » و سموم بسوزد و به خارج « 14 » جذب كند . نافع است به لسع « 15 » افعى « 16 » و ترياق هوام بود . چون بخورند به لدغ « 17 » عقرب « 18 » منفعت عجب دهد . خوردن اسقيل ، حدّت « 19 » نظر و قوّت معده زياده سازد « 20 » و به تنگى نفس و سرفهء كهنه و سختى سپرز و يرقان و استسقاء و عرق النساء و امثال آن مفيد باشد .
شربتى « 21 » ، نيم « 22 » مثقال است .
گويند مضر است به عصب سليم ، مصلحش حماما است . و گويند مضر است به سفل ، مصلحش آرد كرسنه است .
بدلش ، شيخ فرمايد كه « 23 » يك وزن قردمانا و ثلث وزن وج و ثلثى حماما است و گويند اسقورديون « 24 » .
هامش
( 1 ) . ن : دويم .
( 2 ) . ن : فرمايد .
( 3 ) . ن : دويم . و همچنين با عنوان اشقيل آمده است . قانون در طب ، ج 2 ، ص 58 .
( 4 ) . س : ريگش .
( 5 ) . ن و م : + و .
( 6 ) . ن : شيرينى و تلخى .
( 7 ) . م : نرى .
( 8 ) . ن : بود .
( 9 ) . ن : - كه .
( 10 ) . ن : اسقبل .
( 11 ) . ن : تجفيفت .
( 12 ) . س : تمطيف .
( 13 ) . ن : قصوى ، م : فصول .
( 14 ) . ن : حازم .
( 15 ) . ن و م : لدغ .
( 16 ) . ن و م : افاعى .
( 17 ) . س : لذع ، ن : لذغ .
( 18 ) . ن : قوّت .
( 19 ) . س : حدة ، ن : قوّت .
( 20 ) . ن : زيادت كند .
( 21 ) . س : شيرينى .
( 22 ) . م : هم .
( 23 ) . ن : شيخ فرمايد كه بدلش ، م : شيخ فرمايد كه بدنش ( ؟ ) .
( 24 ) . قانون در طب ، ج 2 ، ص 59 . در ترجمهء فارسى قانون بدل - كه جانشين ترجمه شده - به گونهاى ديگرى ياد شده است : مساوى وزن اسقيل ، زيره سياه و به اندازهء چهار سوم آن سوسن زرد و يك سوم آن هل و اندازهء خود اسقيل مؤثر است . پس هيچكدام از اجزاى ياد شده در قانون بو على با ترياق فاروق شيرازى انطباق ندارد .