و صواب آن است كه اگر پياز قوى باشد آرد كرسنه بيشتر كنند و اگر ضعيف باشد كمتر .
على التقدير « 1 » چون آرد به كرسنه مخلوط سازند درهم بمالند تا امتزاج تمام بيابد . پس قرصهايى تنك « 2 » سازند « 3 » تا زود خشك شود . بعد از آن به روغن گل چرب كرده باشند تا حدّت اسقيل باز دارد و منع تنفط اصابع نمايد .
و وجه اختيار روغن گل ، آن است كه روغن بلسان ، موجب ازدياد حدّت و لطافت « 4 » و تنفط عنصل مىشود به خلاف روغن گل كه به جهت تقويت « 5 » و اعتدال ، منع تنفط مىكند . بعد از آن به طريق قرص افعى ، خشك كرده محافظت نمايند . بعد از دو ماه به عمل آرند « 6 » . قوتش تا دو سال باقى است .
فصل سيوم در صفت « 7 » قرص اندروخون « 8 »
حنين در رسالهء ترياق « 9 » گويد « 10 » : اندروخون ، لفظ يونانى است « 11 » يعنى « 12 » محسن اللون يا مطيب الرايحة البدن .
و ابن ابى صادق « 13 » در شرح مسايل « 14 » گويد كه اين قرص ، شخصى تركيب نموده از مدينهء اندروخون . و در بعضى كتب ، قرص « 15 » اندروخون نوشته « 16 » است .
هامش
( 1 ) . ن : على التقادير .
( 2 ) . ن : نيك .
( 3 ) . ن و م : بسازند .
( 4 ) . س : لطافة .
( 5 ) . س : تقوية .
( 6 ) . ن و م : آورند .
( 7 ) . ن : صنعت .
( 8 ) . م : در صنعت قرص اندوخون .
( 9 ) . م : توباق ( ؟ ) .
( 10 ) . قفطى ذيل مدخل حنين بن اسحاق در تاريخ الحكماء ( ص 234 ) از رسالهء ترياق ياد نكرده ، امّا ابن نديم در الفهرست ( ص 352 ) و ابن ابى اصيبعه در عيون الانباء ( ص 272 ) به كتاب الترياق حنين بن اسحق اشاره كردهاند كه دو مقاله دارد .
( 11 ) . ن : لفظى است يونانى ، م : - است .
( 12 ) . م : - يعنى .
( 13 ) . عيون الانباء فى طبقات الاطباء ، ص 466 .
( 14 ) . ن و م : مسائل .
( 15 ) . ن : - شخصى تركيب نموده از مدينهء اندروخون و در بعضى كتب قرص .
( 16 ) . م : پوسته .