حيّات :
مارها .
حوصله و حواصل :
چينهدان مرغان .
حيض :
معروف است .
حواسّ :
جمع حاسّه است و آن دريابنده است ، و آن ده است : پنج ظاهر : حاسّهء سمع و حاسّهء بصر و حاسهء شمّ و حاسّهء ذوق و حاسّهء لمس ؛ و پنج باطن « 1 » و بيان آن در مبحث « قوى » در بحث « ارواح » در حرف « الف » گفته شد . « 2 »
حرارت غريزى :
جالينوس مىگويد : حرارت نارى عنصرى است كه با باقى عناصر ، يعنى هوا و خاك « 3 » و آب اختلاط و تركيب يافته و اجسام مواليد ثلاثه ، يعنى كانى و نباتى و حيوانى حاصل شده و اين را حرارت اسطقسّى نيز گويند ؛ و فايدهء او آن « 4 » است كه عناصر سهگانهء باقى را طبخى معتدل از او حاصل مىشود ، نه به حيثيّتى كه اين مركّب را « 5 » بسوزد و نه به مثابهاى كه خام بماند ؛ و اين حرارت چنانكه دفع برودت غريبه مىكند كه اين مركّبات را « 6 » حاصل مىشود ، دفع حرارت غريبه نيز از آن « 7 » مىكند . پس فرق ميان حرارت غريبه و غريزه آن است كه حرارت غريزى جزو مركبّات و مصلح آن است و حرارت غريبه به عكس آن ؛ و ارسطاطاليس گفته : حرارت غريزى غير حرارت عنصرى است كه جزو مركّبات است ، بلكه حرارتى است كه از مبدأ فيّاض بعد از كمال مركّبات و استعداد آن ، اين حرارت بدان « 8 » فايض مىشود ؛ و اللّه أعلم . « 9 »
حرف الخاء
الأعضاء
خاصره :
تهىگاه .
خنصر :
انگشت كوچك .
هامش
( 1 ) . س : - و آن ده است پنج ظاهر . . . باطن .
( 2 ) . س : و آن در حرف « را » در بحث « روح » گفته شود .
( 3 ) . م : + و آتش .
( 4 ) . م : اين .
( 5 ) . م : - را .
( 6 ) . م : - را .
( 7 ) . م : نيرانزا .
( 8 ) . م : بر اين .
( 9 ) . س : - و اللّه أعلم .