تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢

حصف :

بثره‌اى چند است كوچك همچو ذرّت ، بلكه جاورس ، كه در ظاهر جلد حادث شود .

المتفرّقات

حسا

و حسو « 1 » : غذايى است مركّب از مثل آرد و شيرينى و روغن كه روان باشد نه بسته ، و « 2 » به كرمانى آن را حريره گويند .

حكّ :

تراشيدن .

حرافت :

تيزى طعم چيزها .

حريف :

تيز . « 3 »

حلق :

تراشيدن موى .

حليب :

دوشيده ، امّا به اصطلاح طبّ مراد تازه است و شيره‌اى كه از تخم‌ها مثل تخم « 4 » خرفه و كاسنى گيرند ، آن را نيز حليب گويند .

حقنه :

معروف است .

حدّت :

تيزى كارد و شمشير و امثال آن را گويند ، و بر شدّت كيفيّت‌ها مثل گرمى و سردى نيز اطلاق كنند .

حادّ :

تيز .

حموضت :

ترشى .

حامض :

ترش .

حشيش :

گياه .

حوّارى :

آرد « 5 » نان سفيد .

حلاوات :

حلواها .
هامش
( 1 ) . حسا : يا حسو ، حريره‌اى كه از سبوس و شكر و روغن بادام سازند و گاه نيز از چيزهاى ديگر كنند ، و اگر از آرد آن ( سلت ) حريرهء رقيق و حساء سازند ، داء الموم را نافع بود . معادل فرنگى حسو« La bouillie »مىباشد . ( ر . ك : لغتنامه ) . ( 2 ) . م : - و . ( 3 ) . م : تند . ( 4 ) . س : - تخم . ( 5 ) . م : + و .