تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥

خلفه :

نوعى از اسهال است .

المتفرّقات

خشب :

چوب .

خطوط :

خطّها .

خشونت :

ناهموارى ظاهر چيزها .

خشن :

ناهموار .

خشكار :

نانى كه سبوس آن را نگرفته باشند .

خضاب :

آنچه موى و دست و پاى را بدان رنگ كنند ، مثل حنا و وسمه « 1 » .

خلط :

جسمى است تر و روان كه غذا اوّلا مستحيل به آن شود ، و آن چهار است : خون و صفرا و بلغم و سودا ، و در « بلغم مخاطى » اقسام آن ذكر شد .

خريف :

پاييز .

خيوط :

كرم زنجيره‌اى درخت رز است .

خرطوم :

بينى فيل است .

خبيص « 2 » :

نوعى حلوايى است « 3 » غليظ القوام .

حرف الدّال

الأعضاء

دقاق :

معاى دقاق سه رودهء بالايين است ، و « 4 » در « امعاء » گفته شد .
هامش
( 1 ) . وسمه : يا وسمه ، حناى مجنون( Indiga )، كتم ، خطر ، گياهى است برگش شبيه برگ مورد و ساقش غير مجوّف و ثمرش به قدر فلفلى و بعد از رسيدن سياه گردد و بدان ابرو و موى را خضاب كنند و در آن قوّهء محلّله باشد . ( منتهى الارب ) ظاهرا وسمه رنگ يك چيز است و آن برگ نساييده يا درشت كوفتهء آن برگ و رنگ نرم كوفتهء آن است . ( لغتنامه ) . ( 2 ) . خبيص : افروشه و آن حلوايى است از خرما و روغن . ( غياث اللغات ) . ( 3 ) . س : نوعى از حلاوه است . ( 4 ) . م : - و .