تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 552

مساهمون:

ص٥٥٢
قطع او خواهد فرمود و به زودى افناى او خواهد نمود . چون مقرر شد كه احسان سبب زيادتى عمر است ، البته موجب خلاصى از ضرر طاعون و و با خواهد بود . رباعى
اى آنكه تو صحّت و سلامت خواهى * با صحت خود در اين جهان چون شاهى مانى تو به صحّت و سلامت عمرى * گر نفع به مردم جهان مىخواهى
حكايت مىگويند كه بعضى از سلاطين ظالمه كه عمر ايشان كوتاه و كم مىبود ، رسولى به سلاطين عادلهء هندستان « 1 » كه عمر ايشان دراز و بسيار مىبود فرستاد تا سبب درازى عمر ايشان معلوم كند و با آن سبب عمر خود را دراز گرداند . رسول چون به سلاطين عادلهء هندستان رسيد و از ايشان سبب زيادتى عمر ايشان پرسيد . يكى از ايشان به رسول گفت كه در ملك ما درختى بزرگ است كهنه گشته اگر تو به مجرد همّت و دعا آن درخت را از جا بكنى ، ما جواهر بسيار و زر بىشمار به تو ببخشيم و جواب صواب به تو بگوييم . رسول چون نام جواهر بسيار شنيد حرص او قوى شد و در خلوت نشست و در خلوت بست و دست به دعا به تضرّع به خدا بگشاد . در اندك مدّتى ، كسى را حاجتى به آن درخت پيدا شد جهت عمارت خانه ، به عمله زر داد تا به زور ، عمله آن درخت را از جا كندند . رسول چون خبر كندن درخت شنيد ، به خدمت سلطان رفت و گفت : « الكريم إذا وعده وفا » . من به مجرّد همت و دعا درخت را از جا كندم شما نيز به موجب وعده وفا فرماييد . سلطان به وعدهء او وفا نمود و زياده از وعده به او عطا فرمود و گفت : جواب صواب تو اين است كه به پادشاه خود بگويى سبب درازى عمر ما ، عدالت و نفع ماست و سبب كوتاهى عمر شما ظلم و ضرر شما . زيرا كه از بركت عدالت همّت تمام رعيت متوجّه « 2 »
هامش
( 1 ) . كذا . ( 2 ) . س : متوچه .