فصل اوّل
بدان كه به نصّ قرآن عظيم ، احسان و نفع عميم به مردمان ، سبب سلامتى و موجب درازى عمر باشد و مستلزم خلاصى از همه بلايى است خواه كه و با و طاعون باشد يا غير آن چنان كه آيهء كريمهء :
وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ
« 1 » مشعر است بر اين . و چنان كه نفع و احسان ، سبب درازى عمر است ؛ بىنفعى و ضرر بر مردمان ، سبب كوتاهى عمر است و كلمهء كريمهء :
فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً
« 2 » اين است . چه معنى آيت اين است كه آنچه به مردمان نفع مىدهد در زمين بسيار مىماند . و آنچه نفع نمىدهد مثل كف ، زود به باد فنا مىرود .
و بر مردم ، سبب اين هر دو حكم ظاهر است زيرا كه چون همت مردمان ، متوجه بقاى نافع بود ، لاجرم حق تعالى به همت ايشان ، نافع را نگاه دارد . و نيز چون حق تعالى ، بقاى عالم و آدم مىخواهد پس نافع را جهت بقاى عالم و آدم ابقاء مىكند و غير نافع را كه عبث بود و همت « 3 » مردم بر بقاى او نبود زود معدوم مىگرداند . زيرا كه عبث در كارخانهء او نمىباشد و تلخيص ضارّ شديد چون موجب خرابى عالم است و ضرر بنى آدم ، همت اهل عالم متوجه دفع و رفع اوست لاجرم عمر او كوتاه بود و حال او تباه ، زيرا كه :
بيت
هر چه كند ، همّت مردان كند * كار نه اين گنبد گردان كند
و سببى ديگر در دفع ضارّ « 4 » به سرعت اين است كه اللّه تعالى ، بقاى عالم و آدم مىخواهد پس آنچه موجب فناى عالم و آدم باشد زود آن را مرتفع و مندفع گرداند . و از
هامش
( 1 ) . رعد / 17 .
( 2 ) . رعد / 17 .
( 3 ) . س : همه .
( 4 ) . س : صار .