اين است كه عمر ظالم كم است و خانهء او خراب :
فَتِلْكَ بُيُوتُهُمْ خاوِيَةً بِما ظَلَمُوا
« 1 » . يعنى خانههاشان خراب از ظلم است . و حضرت شيخ نظامى خوب فرموده كه :
حكايت منظوم
به چشم خويش ديدم در گذرگاه * كه زد بر جان مورى ، مرغكى راه
هنوز از صيد منقارش نپرداخت * كه مرغى ديگر آمد كار او ساخت
به نيكى نيك و بد را بد شمار است * به پاداش عمل ، گيتى به كار است
در انديش اى حكيم ! از كار ايّام * كه پاداش عمل باشد سرانجام
و همين معنى كه شيخ فرموده در جزاى بدكار از خداوند جبار ، آن است كه ارسطو به اسكندر گفته كه اى اسكندر ! ظلم مكن كه طبيعت عالم ، جبّار است چون تو ، افناى مردم كنى طبع عالم افناى تو كند ، زيرا كه طبع عالم ، بقاى خود مىخواهد .
و فقير مىگويم كه اگر كسى تدبّر و تفكّر در اعضاى بدن خود كند ، ببيند كه عمر قلب كه نفّاع است زياده از عمر ساير اعضا است زيرا كه آخر عضوى كه از لباس حيات برهنه مىگردد دل است بداند كه نفّاع را نيز در عالم ، عمر زياده مىباشد مثل عمر قلب در ميان اعضا . زيرا كه چون قلب فايدهء بسيار به اعضا مىرساند طبيعت همهء اعضا و همت آنها متوجّه سلامتى و بقاى اوست لاجرم همه در دفع ضرر او مىكوشند همچنانكه همهء اهل عالم متوجه سلامتى شخصى بود كه فايده و نفع بديشان رساند . و چنان كه نافع در بدن كه قلب است عمر او زياده است همچنين بىنفع و ضار بدن را عمر كم است . و از اين است كه طبيعت هركس بريدن ناخن زايد را مىخواهد و تراشيدن موى بيفايده را مىخواهد و نيز چنان كه اگر آكلهاى در عضو پيدا شد و اصلاحپذير نيست طبيب كه مدبر بدن است امر به قطع آن عضو مىفرمايد . همچنين ظالم و شرير در عالم بهمنزله عضو آكلهدار است اگر به توبه و استغفار به اصلاح نيايد طبيب عالم كه اللّه تعالى است ناچار امر به
هامش
( 1 ) . نمل / 52 .