تا كه به وضعيت خويش شد آگاه زن * رامسر و سينما شد مقر خانمان
مدرسهاى كان فزود مدرسهء رقص بود * مشغلهء خانگى شرب و قمار كلان
گويم من آنچه آن گفت ببايد همى * گرچه بگويى مگر مرتجع است اين فلان
گرچه تجدد بود اينكه بديديم ما * من ز تجدد برى باشم و لعنت بر آن « 1 »
شعر پورداود
ابراهيم پورداود ، پژوهشگر و نويسنده و يكى از تئوريسينها و ايدئولوگهاى انديشهء باستانگرايى در عصر رضا خان و فرزندش ، اشعارى در مذمت حجاب دارد :
از آن روز گلزارها خار گشت * از آن روز شد واژگون بخت زن
سيه چادر افكند و شد شوم تن * هنر خوار گشت و خرد تيره شد
نيارست كس دينِ بِهْ ياد كرد * ز مزداپرستان برآمد غريو « 2 »
شعر آية الله صافى دربارهء كشف حجاب
منظومهاى با عنوان كلمة الحق توسط آيت الله ملا محمد جواد صافى گلپايگانى در وصف دولت رضا خان و اقدامات او ، در همان روزگار سروده شده است كه بخشى از اشعار آن در بارهء كشف حجاب است :
نمود آن بد سرشت كمتر از زن * برهنه بانوان در كوى و برزن
پى كشف حجاب آن ناكس پست * بسى كشت و بسى آزرد و بس خست
زن و دختر به دست پاسبانان * به هر كوى و گذر نالان و گريان
براى قسمتى اشرار بيعار * درِ فحشا گشود آن شوم غدّار
چه با عفّت زنى كز خوف جان داد * چه آبستن زنى كو حمل بنهاد
بسا محجوبه كز ضرب لگد مرد * بسا مستوره كاندامش شده خرد
همه جا زور جشن آن گرفتند * به ميل خويشتن بس ياوه بستند
همى مىخواست تا از بهر اين كار * امام جمعهء تهران كند يار « 3 »
هامش
( 1 ) . خاطرات و خطرات ، ( تهران ، زوار ، 1344 ) ، ص 409
( 2 ) . در اينباره و ديدگاههاى او بنگريد : دانشنامهء جهان اسلام ، مدخل پورداود ، آراء و ديدگاهها ، ج 5 ، ص 788
( 3 ) . مقصود مرحوم حاج سيد محمد امام جمعهء تهران است كه مكرر در قصّهء جمهورى و تغيير رژيم با رضا خان مخالفت كرد و آزار بسيار به او شد و در آخر هم با نهايت بىحيايى مىخواست او را در امر كشف حجاب به دعوت از علماى اعلام تهران و زنان آنان در خانهاش شركت دهد و با تسليم او راه را براى تعرّض به ساير علما باز كند ؛ ولى با جواب قاطع و دندانشكن آن مرحوم و مخالفت شديد و