روى حرّيت زن تكيه فراوانى شده و وضعيت گذشتهء زنان سخت مورد ملامت و انتقاد قرار گرفته است . حضور زن در جامعه ، در كارخانجات ، در مدارس و اصولا در عرصهء كار و تلاش و كسب درآمد ، مورد تأكيد قرار گرفته است .
اى زن شهرى كه بودى روزگارى منزوى * بعد از اين با همسرت همدوش مىبايد روى « 1 »
در محفل جشنى كه در شهردارى برگزار شده ، يكى از نمايندگان مجلس با نام اورنگ اشعارى را در ستايش بىحجابى مىسرايد كه برخى از ابيات آنچنين است :
جهان را دگرگونه شد كارها * بدى را كهن گشت آثارها
گهر تا حجاب صدف را گشود * جهان را ز رخ گوهر آيين نمود
ز برج سيه بانوان ماهوار * به چرخ آمدند از پلاسين حصار
همه قد به مردى برافراختند * سيه چادر از سر برانداختند
اگر زن بود پاك و پاكيزه خوى * نگردد تبهگر گشائيش روى
ز عفّت نماند نشان در جهان * به چادر كند خوى زشتش نهان
به زندان چادر درون همچو دزد * ز خود بد خويش گيرند مزد
شهنشاه ايران شه پهلوى * كه گيتى ازو يافت فرّ نوى
سيه چادر ذلّتت را ز سر * برون افكند تا شوى نامور « 2 »
تبليغات عوامانهاى كه از اواخر دورهء قاجارى بر ضد چادر آغاز شده بود و چادر را پوششى براى خطاى برخى از زنان عنوان مىكرد ، همچنان در ميان استدلالهاى طرفداران كشف حجاب عنوان مىشد . سليم ايزدى ، نمايندهء ديگر مجلس شوراى ملى هم اشعارى در ستايش رضاشاه و كشف حجاب سروده است كه بخشى از آن را نقل مىكنيم :
تو اى حوروَش دختر آفتاب * چو افكندى از طلعت خود نقاب
روا باشد ار زين سپس مشترى * ببزم تو آيد به رامشگرى
چو برداشتى تو حجاب از جبين * طبيعت ز ابرو برانداخت چين
ملك روى بنمود و بگريخت ديو * برآمد بر افلاك بانگ غريو
فلك اختر سعد كرد انتخاب * كه بردارد از چهرهء تو حجاب
وى با اين حال ، تأكيد بر عفّت زنان كرده و خانهدارى را همچنان شغل اصلى آنان بلكه تنها شغل مطلوب آنان مىداند :
فن تو بود خانهدارى و بس * نخواهد از اين بيش كار از تو كس
هامش
( 1 ) . نهضت بانوان ، ص 20
( 2 ) . همان ، صص 24 - 26