شعر نجفدرى فيروزكوهى دربارهء حجاب
سعى دارد متجدّد كه شود كشف حجاب * خواهد او مثل اروپا شود اين مُلك خَراب
در اوپا همه را مسلك و آيين اين است * كه زن و مرد ز شهوت نشوندى بىتاب
مشى ايرانى و زيباصنمان بىپرده * مانَدى حالت مستسقى و منعش از آب
اين جوانان وطن بنگر و اين نسوان را * خود تو انصاف بده هست چنين رأى صواب
عقل كلّ ختم رسل بهر فسادش بودى * امر فرموده كه پوشند زنان رخ به نقاب
متجدّد به تجدّد قسم امروزه خطاست * مكن اصرار و مدر پرده و منماى شتاب
نظر پخته به خامان طمع خام بود * صرف تقليد نشايد كه شدن فاتح باب
تار محكم كن از اوّل تو در اين رشتهء كشف * ورنه از اين نخ پوسيده چنين رشته متاب
در تمدّن بنما سعى كه اوّل قدم است * در معارف بنما كوشش ، اين نكته بياب
تا كه از پرتو انوار معارف ايران * شود از علم و تمدّن چو خور عالمتاب
رشتهء كشف دراز و من بيچاره عوام * جاهلان متجدّد نپذيرند جواب « 1 »
عفاف نامهء اميرى فيروزكوهى
سيد عبد الكريم اميرى فيروزكوهى ، شاعر برجستهء معاصر ، منظومهاى تحت عنوان عفاف نامه سروده كه متن آن چنين است :
اى زن اى سرو ناز و باغ وجود * نور بخشندهء چراغ وجود
اى به تو زنده جان ، خُرْد و كلان * وى به ديدار تو ، دلان حيران
در رفاه از تو دورهء آدم * در تعب بىتو هركه در عالم
بر تو قائم نظام هستى ما * در تو ظاهر خداپرستى ما
جان ما زنده در محبّت تو * دل ما شادمان به صحبت تو
عشق تو اصل زندگانى ما * وصل تو عيش جاودانى ما
از وجود تو بود ما پيدا * قدر تو از وجود ما پيدا
زندگى هرچه مختصر گذرد * بىتوان به كه زودتر گذرد
تا تو ما را نگاهبان باشى * راحتافزاى جسم و جان باشى
بارى اى آيت جمال الله * وى نمايندهء جلال الله
اى هنر بخش دختر و پسران * وى مهين رهنماى تو سفران
تا تو در راهِ خير پيش روى * راسترو باش تا ز ره نروى
هامش
( 1 ) . كشف الغرور ، ص 56