ورنه اين است و نه آن طعنهات از روى هواست * لايق گفت تو خود باش مسلمان نشود « 1 »
شعر بروخى و پاسخ طلوعى
شيخ ابو الفضل خراسانى در شرح يكى از اشعار ضدحجاب چنين مىنويسد : ملّتى كه شعراى آنها مثل بروخى مرتد بىشعور در مقام كشف حجاب و سفور چنين اظهار عداوت با قرآن و علماى دين و اسلام و مروّجين احكام نمايد ، چه توقّعى است ؟ ببين در اين جمله از اشعار چگونه آثار كفر و زندقهء بىشمار از خود اظهار نموده است :
بگو به مفتى شهر آنكه انقلاب كند * حجاب بر سر افعال ناصواب كند
چه عيب دارد اگر بىحجاب شد زن من * زن من است و به ميل من اين صواب كند
تمام مقصد ما كار كردن زنها است * تو گوى تا زن خود كار با حجاب كند
اگر كه شيخ مرا توبه مىدهد ز گناه * بگو به خويش كه خود توبه از شراب كند
فداى ملت بيچاره شو بقيّهء عمر * بگو كه آتش دوزخ ترا كباب كند
ولى به حمد لله واحدى « 2 » در مجلهء دعوت اسلامى كه در كرمانشاه طبع گشته ، در شمارهء سال سيم ربيع الثانى ، از آقاى طلوعى اشعار ذيل را در جواب نصيرى بروخى كافر اين اشعار آبدار را نگاشته :
صبا بگو به نصيرى كه كمشتاب كند * نظر ز روى تفكر در اين جواب كند
نمودم از طرف تو ز مفتى استفهام * گمان نمودمش اينك مرا عتاب كند
چه عيب دارد اگر بىحجاب شد زن من * زن من است و به ميل من اين صواب كند
فكنده بود سرش را به پيش چشم به زير * براى آنكه تدبّر در اين خطاب كند
پس از دمى به تبسّم نمود روى به من * بدون آنكه به جوش آيد انقلاب كند
بگفت از طرف من بگو بروخى را * به شرط آنكه به انصاف احتساب كند
عيوب كشف حجاب از شمار بيرون است * به حسن فطرت خود گوى تا حساب كند
اگر كه مقصد تو كار كردن زنها است * كسى نگفته زن از كار اجتناب كند
كدام كار اهمّ از ادارهء منزل * گمان مدار كه بيهوده خورد و خواب كند
اگر كه طالب كارى بگو به دولت خويش * براى مردم بيكار فتح باب كند
ز علم و تربيت ار دم زنى هزار افسوس * كه جهل مردم ايران جهان خراب كند
حجاب داعيهء غيرت است در انسان * خداى پرده دران را بدان عقاب كند
هامش
( 1 ) . ديوان اسماعيل دهقان ( رشت ، 1329 ) ، صص 234 - 236 ؛ و بنگريد : احسن الحكايات ، صص 239 - 241
( 2 ) . مروج الاسلام واحدى مدير نشريهء دعوت اسلامى كرمانشاه بوده است .