فاطمهء صغرى : فاطمه دختر ابا عبد اللّه حسين روز عاشورا پس از نهب اموال ايشان به عمهء خود حضرت زينب خاتون سلام الله عليها مىگويد : هل من خرقة أستر بها رأسى ؟ و حضرت زينب در جواب مىفرمايد : و عمّتك مثلك . « 1 » مگر سر غير از گردن و ما فوق آن است ؛ چنانچه در اغسال واجبهء ترتيبى مىفرمايند : بايد سر و طرف راست و طرف چپ را غسل بدهد . آيا سر همان سر تنها است بدون صورت و يا شرعا و عقلا و عرفا اطلاق بر تمام مىشود ؟
عقلية القريش : زينب خاتون سلام الله عليها دختر كبراى حضرت امير عليه السلام كه به شجاعت ادبيه و عصمت الهيّه موصوف است ، اعمال جابرانهء يزيد را در حضور اعيان دولت با كمال قدرت مجسّم و محسوس خاصّ و عام نمود و فرمود : أمن العدل يابن الطّلقاء ، تخديريك حرائرك و امائك و سوقك بنات رسول الله سبايا ! قد هتكت ستورهنّ و أبديت وجوههنّ ؛ تحدوا بهنّ الأعداء من بلد الى بلد و يستشرفهنّ أهل المناهل و المناقل و يتصفّح وجوههنّ القريب و البعيد و الدّنىّ و الشريف ، ليس معهنّ من رجالهن ولىّ و لا من حماتهنّ حمى ؛ « 2 » در مجلس يزيد معترضانه مىفرمايد : اى پسر آزاد شده ! آيا از عدالت است كه زنان و كنيزان خودت را در پرده و محتجب نمودى ، امّا پردگيان عصمت را آفتابى و صورتهاى ايشان را براى نامحرمان آشكار ساختى ؟
اين مخدرهء ستمديدهء مصيبتزده ، ابداى وجه را در عداد مصايب بزرگ مىشمارد و به يزيد تنقيد و اعتراض مىفرمايد كه كجاى عدالت تجويز اين رذالت مىنمايد .
اگر ابداى وجه و بىحجابى در صدر اسلام معمول نمىبود ، و قبيح شمرده نمىشد ، در اين موضوع ، حق تنقيدى براى آن مخدّره نبود كه بفرمايد : و أبديت وجوههنّ ؛ پس معلوم است كه دولت جابرهء امويه بر خلاف معمول كردهاند كه عقيلهء خاندان رسالت در مجلس رسمى كه اذن عام داده شده ، علنا اينگونه اعتراضات را مىفرمايد و اهالى مجلس و اركان دولت را منقلب مىسازد .
عجب اينجا است كه صاحبان مقالات راجعهء بر ردع حجاب و رفع نقاب فرمودن حضرت زينب را دليل مىآورند كه مثل آن بزرگوار در مجمع عمومى خطابه فرموده ؛ ولى معانى خطبه را غوررسى نمىكنند كه همان خطبه ، دليل است كه مصيبت خطابه فرمودن در مجمع عمومى بر آن بزرگوار سختتر بود از ساير مصايب قتل و نهب و اسر و غيرها ؛ و از بىعلمى ، غور در فرمايش آن مخدّره نمىكنند كه فرمود : و ابديت وجوههن ؛ و نفرمود : و
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 45 ، ص 59
( 2 ) . بحار ، ج 45 ، ص 133