تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
تا ملكه را تاج بر سر بياورند تا بزرگان و رعيّت كمال حسن و وجاهت او را مشاهده نمايند . نديمان فرمان شاهنشاه را به حضور وشتى يا واستى عرضه داشتند ؛ اين حكم موافق طبع پارساى ملكه نيامده ، از احكام تجاوز نكرده ، و اطاعت به قوانين شرم و حيا را مقدّم بر بىحجابى و بىعفّتى شمرده ، و فرمان شاه را تمكين نكرد ، و به بهانه داشتن مهمان معذرت خواسته . پيش‌خدمتان و نديمان از عذر ملكه ، شاه را آگاه كردند . اطرافيان شاه كه جز خوشنودى او چيزى نمىخواستند و رضايت او را بر همهء شؤون و حقوق و ديانت هم مقدّم مىداشتند ، عفّت ملكه را به سرپيچى از حكم پادشاه معرفى و جلوه دادند . پس از تغيّر شاه و مشورت با هفت نفر مستشارى كه هميشه با او بودند ، مصلحت ديدند كه زن ديگر براى پادشاه پيدا كنند . . . بالاخره پادشاه كه جز استبداد ، رأى ديگرى نداشت عقد ملكه را منفصل نمود و يهوديه‌اى يافتند به جاى وشتى گذاشتند . آن وقت چه مفاسد توليد گرديد ، بايد تمام تاريخ راجع به قضيه را خواند كه علاوه بر ظهور و بروز فساد اخلاق ، رشتهء پادشاهى گسيخته و زمام مملكت هم از دست يله و رها شد . « 1 » بلى زنان ايران قديم چنين بوده‌اند كه از قرب پادشاهى و حجله سلطنتى دست كشيده و عقب شهوت‌رانى ندويده ، بىعفّتى و بىناموسى را اختيار ننموده ، رفع حجاب نكرده ، و نام نيك نهادند كه در تواريخ ثبت و ضبط ؛ تا امروز كه من هم به نوبهء خويش محاسن اخلاق اين‌گونه خواتين عفيفه‌ها نگاشته و نشر نمايم ، يك نفر زن ايرانى آن هم زوجهء پادشاه به منافى عفّت راضى نمىگردد ، از دولت‌خانهء سلطنتى دور و از مقام عالى مهجور مىشود ، براى آن‌كه كشف حجاب نكند . « 2 »

در اثر بىحجابى

در اثر عدم حجاب چه زن‌هاى بزرگ و [ با ] خانواده كه مسبّب بدبختىها شده و ننگ براى خود نهاده و عاقبت خود را به عدم ننگين سوق دادند . مثل ميسالين زوجهء امپراطور رومانى و كلود كه معروفه گشت به پليدى فسق و فجور و بالاخره محكوم به قتل شد ؛ و مثل سرسيه كه از اشخاص اوديسيه و ساحره و فتنه‌انداز بود كه فيما بين اودسيوس و اصحاب او فقط در اثر فجور و فسق فتنه‌اندازى كرده و عاقبتش به دار البوار ملحق گرديد . « 3 »
هامش
( 1 ) . تاريخ العجم در ذكر سلطنت بهمن ، مشهور به اردشير معروف به درازدست ؛ و آينه سكندرى تاريخ ايران ( يادداشت مؤلف ) ( 2 ) . وسيلة العفايف ، ص 208 ؛ در ادامه به شعر ايرج ميرزا و اشعارى كه در نقض او آورده شده اشاره كرده است كه ما آن اشعار را در بخش حجاب و ضد حجاب در ادبيات فارسى آورده‌ايم . ( 3 ) . ترجمهء كاترين ثانيه صفحهء 6 طبع معاصر ( يادداشت مؤلف ) .