تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
بر حسب خلقت و طبيعت ، جفت و هم‌گفت مردان هستند ؛ و حسن صورت نيز جاذب قواى طبيعيه است ؛ و تمام افراد در حسن بشره و نعمت جمال متساوى نيستند ؛ صاحبان جمال نيز نسبتا كم و آن عدّهء قليل را هم حوادث طبيعى به زودى تغيير صورت و چهره داده ، كريه المنظر مىنمايد . وقتى كه زنان بدون ستر و حجاب با مردان مخالطت و آميزش كنند ، طرف توجّه الفت و ميل مردان ، فقط زنان جميله و دختران مليحهء نورس خواهند بود ؛ قهرا زوجاتى كه چندان صباحت منظرى ندارند ، محلّ بىرغبتى و طرف تنفّر ازواج خود واقع و از صحبت و معاشرت محروم و متروك مىگردند . اين مسأله ، از يك طرف سبب انقطاع نسل‌ها مىشود و از طرف ديگر ، چون ازواج همه وقت نمىتوانند به زنان زيبا دست بيابند ، توجّه ايشان به اطفال صبيح المنظر معطوف مىگردد ؛ پس اگر كسى از روى عقل و انصاف تأمّل كند ، حجاب را مانع فساد خواهد دانست .

2 . حجاب رادع زنا است

اعمال انسان كليتا از دو حالت بيرون نيست : يا مستحسن است يا مستقبح . اعمال حسنه به واسطهء تعليم و تربيت و به وسيلهء نشر معارف و نصيحت ناصحان و ترويج مكارم اخلاق ، صورت خارجى پذيرفته و پس از تزكيهء نفوس و هدايت مردم به رفع اخلاق ذميمه و كسب فضايل و اعمال حسنه از عالم خيال به عرصهء شهود و فعليّت مىرسد . مسلّم است كه تا انسان به نايل نمودن اخلاق سيئه موفّق و راه‌بردار نشود ، اعمال خيريّه و افعال حسنهء او قدر و قيمتى نداشته و در قعر تاريكى افعال زشت ناپسنديده‌اش محو و نابود خواهد گرديد ؛ بلكه مىتوان گفت كه اعمال حسنه و اعمال سيّئه يك تناقض ظاهرى داشته و با بودن اعمال سوء ، افعال خوب ، رخت هستى بربسته و اگر حقيقتى هم داشته باشد ، اندك‌اندك از ذهن فاعل افعال بد مفارقت مىنمايد ؛ و ظلمت آن افعال و تيرگى آن اعمال ، جانشين انوار نجات بخش اين افعال و اعمال مىگردد . از اين دو نقطه‌نظر ، تمام علما و حكما و معلّمين اخلاق ؛ و يگانه مقصود و منظور كلّ انبيا و اوليا بدوا به اين نقطه محصور گرديده است كه مردم را از تنگناى ظلمت و خطرات افعال زشت ديوسيرتانه ، خلاصى بخشيده و آنان را به شاهراه نجات و به انوار علم و اعمال حسنه كه بزرگ‌ترين اسباب نجات آنان از خطرات افعال زشت و وقوف در يك حالت خمودت و غير مثمر است ، هدايت نمايند . مثلا يكى از اعمال سيّئه ، شيوع امر زنا است كه موجب تنزّل نفوس و سرايت امراض مزمنه و مسريه گرديده ، گذشته از انقطاع نسل و فساد اخلاق خانواده‌ها تا چندين پشت اولاد مبتلايان را خراب و مريض و اغلب را نواقص الخلقه مىسازد . پس كوشيدن به رفع اين عمل شنيع و جلوگيرى از خطرات جسميهء حتميّهء