بخش حجاب كتاب طومار عفت
زن و حجاب
زن بايد در حجاب باشد زنهاى محترمهء آزاد ، هميشه در همهء اديان ، حجاب داشتهاند ؛ حجاب از عادت عرب هم بوده ، چنانچه شاعر گويد :
توهّمت قدما انّ ليلا تبرقعت * و انّ حجابا دونها يمنع اللثما
فلاحت و لا و اللّه ما كان حجبها * و لكن طرفى كان من حسنها أعمى
و چنانچه شاعر ديگر گويد :
جاريتها و الريح تجذب عقربا * من فوق خدّ مثل قلب العقرب
و طفقت اللثم ثغرها فتمنعت * و تحجبت عنى بقلب العقرب « 1 »
و بوعلى سينا گفته :
محجوبة عن كلّ مقلة عارف * و هى الّتى سفرت و لم تتبرقع « 2 »
حجاب سترى است از استار شرف ، و اصلى است از اصول ادب كه ضمانت مىكند عصمت زنان ، و حفاظت مىنمايد مناعت آن را ؛ و از قوانين مؤكّدهء شرع انور اسلام يكى حجاب است ؛ و وجوب حجاب به ادلّهء قطعيهء عقليّه و تلويحات و تصريحات كتب سماويّه و احاديث صحيحه و سيرهء مستمرّه ، ثابت و محقّق گشته و قرآن شريف كه قانون آسمانى مسلمين و امروزه مورد قبول همهء دانشمندان و فيلسوفان ملل عالم است ، مردان و زنان را بپوشانيدن چشم ، يعنى نظر نكردن به نامحرم مأمور گردانيده ؛ چنانچه بيايد .
فلسفهء حجاب
1 . حجاب مانع فساد است :
اگرچه معرفت به فلسفه تمام جزئيّات احكام الهى مقدور عقول بشر نيست ، ولى عقل سليم ، فلسفهء اين حكم را چنين درك مىكند كه اطاعت اين حكم ، در تكثير بشر و صيانت از فساد اخلاق و حصانت زنان مدخليت كلّيه دارد ؛ چرا كه نفوس بشريّه ، جالب تمايلات نفسانيه و بالطبيعه ، مايل اشياى حسنه است ؛ خاصّه زنان جميله كه
هامش
( 1 ) . قلب كلمهء « عقرب » مىشود « برقع » .
( 2 ) . البرقع جمع براقع و هو تستر المرأة وجهها ؛ تبرقع ، اى لبست البراقع . المنجد ، ص 23