شكايت به كجا بريم ! كدام طبيب حاذق است كه از روى يك فلسفهء طبّيه درد ما را دوا كند .
يك عده از فرزندان هوا و هوس براى رواج شهوتپرستى مىخواهند كشف حجاب ، همان مرض مزمن مهلك ، همان بر باددهندهء ناموس شرافت ، همان خرابكنندهء اساس مدنيّت را به دين اسلام نسبت داده ، مىگويند در صدر اسلام نام و نشانى از حجاب نبوده ؛ چندى پس از رواج اسلام ، اين مطلب از ميان مسلمانان رواج يافت . ياللعجب ! اينها چه مىگويند ؟ چه عقيدهاى دارند ؟ از اين اصرار و ابرام در كشف حجاب چه نتيجهاى در نظر گرفتهاند ؟ حالا كه مىخواهيد منكراتى را ( كه ضجّهء اروپا را بلند كرده ، فلاسفه و دانشمندان اروپاييان به معايب و مفاسد آنها برخورده ، در صدد جلوگيرى از آنها هستند ) تازه در ايران اشاعه دهند ، به اسلام چه كار دارند ؟ چرا آنها را نسبت به اسلام مىدهند ؟ پوست كنده و صاف بدون هيچ محافظهكارى و در لفافه پيچيدن بگويند ما يك پارچه مىخواهيم اروپايى بشويم . خيلى ميل داريم زنهاى ما مثل خانمهاى اروپا روگشاده ، سينههاى باز ، دستهاى تا مرفق ظاهر و هويدا ، در خيابانها خرامانخرامان قدم بزنند . هيچ كس را هم حق ممانعت نباشد . ديگر در موافقت و مخالفت اين موضع با دين مبين بحث و گفتگويى نكنند .
بالجمله ، صاحب مقاله اظهار تعجب مىكند از اينكه چرا بايد يك عدّه انگشتشمار آيات قرآن را بفهمند . احكام اسلام را بدانند . اين تعجب خيلى تعجبآور است ! بديهى است تمام فنون ادبيّه و علميّه ، يك عدّه متخصصين دارد كه آنها حقايق آن فن مخصوص را به خوبى مىدانند و ديگران كما هو از آن علم آگاهى ندارند . اين مطلب را در اروپا خيلى اهميت دادهاند . علم هريك از صنايع و حرف به جمع مخصوص اختصاص دارد .
هر قومى متخصّص به فن مخصوصى مىباشند . يكدسته ، علم تلگراف را به خوبى مىدانند و از صنايع ديگر خبرى ندارند . دستهء ديگر در علم ساعتسازى ماهرند . قومى به علم كشتىرانى اختصاص دارند . عدهاى علم موتوررانى خوب واقفاند و همچنين دكترها هركدام متخصّص به معالجهء مرض مخصوصى مىباشند . پس اگر ما بگوييم فهم آيات قرآن و علم و احكام اسلام به علماى اعلام و فقهاى عظام و كسانى كه خدمت آنها تعليم گرفتهاند اختصاص دارد و ساير طبقات ناچار از مراجعه به هستند ، چه استبعادى دارد ؟ اينك ما با اينكه مكرّر در اطراف ادلّهء فقهيّه حجاب قلمفرسايى نموده ، وجوب و لزوم او را بر حسب مقرّرات دينيه مدلّل داشتهايم ، تجديد مطلب نموده مىگوييم :
كسانى كه از تاريخ اسلام آگاهى دارند و بدون هيچ غرض و مرضى صفحات تاريخيه را در تحت دقّت و مطالعهء شريفه خود بيرون آورند ، تصديق خواهند كرد كه از صدر اسلام تا چندى قبل كه مسلمانان به عادت و رسوم اروپاييان آشنايى نداشتند ، در تمام بلاد مهمّهء اسلاميه حجاب را يكى از مقرّرات حتميهء دينيه مىدانستند و اگر زنى بىحجاب از خانه
رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 303
مساهمون: الشيخ رسول جعفريان
ص٣٠٣