كه براى ساقط كردن نطفهء زنا حاضرند نمىبودند ، به شما نشان مىدادم كه عدهء ولدالزناها از ميليون و بيليون هم تجاوز مىكرد و نيست اينها مگر در اثر بىحجابى . « 1 »
اكنون از تمام اينها غمض عين نموده مىگوييم : در ممالكى كه زنها با مردها در نظام خارج منزل ( تجارت ، صناعت ، وكالت ، قضاوت ، سياست ) شريك و سهيماند ، دو چيز موجود است كه هيچيك در ايران ما وجود ندارد . يكى كثرت صنايع و حرف و زيادى كارخانجات ؛ ديگرى قلّت مردها و نبودن آنها به مقدار كفاف مهمّات و انتظامات . دايههاى مهربانتر از مادرى كه براى زنهاى ايرانى و محرومى آنها از دخول در تجارات و معاملات دلسوزى مىكنند ، و شب و روز سنگ آنها را به سينه مىزنند ، خوب است اوّلا براى ايرانيان فكر كارى بكنند ؛ سپس اين مطالب را پيشنهاد كنند . امروزه ، غالب مردهاى ما بيكار و از اثر بيكارى يا به ياوهسرايى و هرزهگويى و بيمارى گرفتار و يا دلّالى اجانب و اغيار را عهدهدار شدهاند . با اين حال ، امان از ساعتى كه زنها را اجازه دهند كه بازارى شده با مردها همكارى كنند . آن وقت بايد همگى فاتحهء خود را بخوانيم . در اينجا به اين بيت تمثل جسته مىگوييم :
در كار گلاب و گل ، حكم ازلى اين شد * كو شاهد بازارى ، اين پردهنشين باشد
و با قطعنظر از آنچه گذشت ، مىگوييم : امروزه زنهاى ايرانى ما صنعتهاى در عهدهء خود را شناخته ، آنها را در كمال خوبى انجام مىدهند و به مجالست و مصاحبت با اجانب و بيرون آمدن از خانه و بازارى شدن احتياجى ندارند . مانند قالىبافى كه مخصوصا در شيراز ما رواجى تام دارد ؛ و زنها در غالب خانهها مشغولند ؛ و خياطى كه آن هم رايج است و نقده دوزى و ابريشمدوزى و قلابدوزى و جوراببافى كه هريك از آنها از كارهاى مهم سودمند به حال عموم است ؛ بالاخره هركس از روى انصاف در آنچه نگارش يافت مداقّه كرده ، تأمّل نمايد ، وجدان صادق او گواهى دهد كه به اين حال شركت زنهاى ايرانى با مردها در تجارت و صناعت و ساير كارهاى بازارى ، علاوه بر اينكه هيچ ضرورت و لزومى ندارد ، مضرّ به حال جامعه و مايهء اختلال نظام هيئت اجتماعيه خواهد بود .
جملهاى ديگر از حبل المتين : خداى را ! چهارصد ميليون نفوس اسلامى معنى حقيقى آيهء حجاب را از قرآن نفهميده ، تنها يك جماعت انگشتشمار در ايران معنى احكام قرآنى و حقايق اسلامى را دانستهاند !
الاسلام : بار الها ! نمىدانيم از اين درد بىدرمان و بلاى مبرمى كه روى به ما آورده ،
هامش
( 1 ) . نقل از [ نشريهء ] العلم ( يادداشت مؤلف ) [ و بنگريد : الحجاب و السفور ، ( جعفر النقدى ، بغداد ، 1348 ق ) ص 56 ] .