جواب از ايراد سيم : آنكه حجاب بر فرض كه در ابتداى امر صعوبت و سختى داشته باشد ، پس از اعتياد دشوارى ندارد . بديهى است كه هر امر دشوارى چون عادت شود ، دشوارى او بر طرف شود و بر فرض كه دشوار باشد ، اين دشوارى در جنب محسّنات كثيرهء كه مترتب بر اوست ، قابل اعتنا نيست .
و اما اعتراض چهارم ؛ آن را هم ابدا محل و موردى نباشد ؛ زيرا كه اولا ديانت اسلاميه ، نظر كردن به زنى را كه مرد ارادهء نكاح و ازدواج او را دارد ، جايز و مباح دانسته و فقهاى اصحاب رضوان الله عليهم در كتب فقهيه اين مسأله را عنوان فرمودهاند . محقق قدّس الله روحه مىفرمايد : يجوز أن ينظر الى امرأة يريد نكاحها و إن لم يستأذنها ؛ و يختصّ الجواز بوجهها و كفّيها ؛ و له أن يكرّر النّظر اليها و أن ينظره قائمة و ماشية ؛ و روى جواز أن ينظر الى شعرها و محاسنها و جسدها من فوق الثياب ؛ يعنى حلال است نگاه كردن به صورت زنى كه مىخواهد او را به حبالهء خود بيرون آورد ؛ هرچند از او اذن نخواسته باشد ؛ و اختصاص دارد اين حكم به صورت و دو دست او . براى اوست كه مكرّر زن را ببيند ، نشستن و راه رفتن او را ملاحظه نمايد . و روايت شده است جايز بودن نگاه كردن به مو و گيسوان او و محاسن و بدن او از روى لباس . اين است مقرّرات اسلاميه . پس اگر كسى به اين حكم محكم عمل نكند ، اسلام را تقصيرى نباشد .
ثانيا مىگوييم : مگر سبب و باعث طلاق منحصر است در بدگلى و عدم صباحت منظر تا به كشف حجاب اين محذور بر طرف شود . سبب و عامل قوىّ طلاق غالبا عدم توافق اخلاق و جمال معنوى يا فقر و فاقه و تيرهروزگارى است ؛ و اين هم يك ميزان كلى ندارد و غالبا از تحت قدرت و اختيار بيرون است .
اين است خلاصهء اعتراضاتى كه بر حجاب وارد آوردهاند و جواب از آنها . پس كسانى كه خود را حامى زنها مىدانند و گمان مىكنند كه آنها به سبب حجاب در يك مضيقه و فشار سختى هستند و از قافلهء صعود و ارتقاى به مدارج عاليه عقب ماندهاند ، يك دليل و برهان درستى بر مدّعاى خود ندارند . بلكه در حقيقت اعدى عدوّ زنها هستند ؛ زيرا كه مىخواهند اساس عظمت و شرف و مناعت و بلندى مقام آنها را درهم شكسته ، اين بيچارهها را در مواقع هرگونه تهمتى بيرون آورده ، دامن عصمت آنها را ملوّث نمايند . و الله الهادى الى سواء السبيل .
* . * . *
رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 263
مساهمون: الشيخ رسول جعفريان
ص٢٦٣