بازارها با مواظبت پليسهاى گذر كار خود را مىكنند ، ما با اين ضعف نفس كه گويا شاهد و برهانى نخواهد روى بىپردگى زنان رخسار عصمت را چهاندازه شرمسار خواهيم نمود ؟
قوىترين منشأ عزوبت ، شيوع فحشا و تسهيل وسائل مواصلات است . چنانچه در فرانسه و انگلستان عزوبت شايع و مردمان با ثروت به واسطهء بىنيازى از زوجات شرعى ، بر عزوبت باقى مىمانند ؛ چنانچه در فرازهاى پيش معلوم شد و بهترين وسيله از براى تسهيل مواصلات شرمآور بىپردهگى است .
و در خاتمه عرض مىكنم اگرچه عقيدهء شخصى من آن است كه عفّت و پرهيزكارى از فحشا و محترم داشتن ناموس از خصايص زنان است ، ولى آنچه اين پرده را مىدرد ، شهوت بىپايان مردان است ؛ دست شقاوتبخش مردان است كه به كيش ملاطفت و حسن عاطفه و شعور ضعيفپرستى بر كيوان بىگناه دوشيزگان خوشباور كشيده مىشود و آن دوشيزه را با هزاران مانند خود آشنا مىكنند و از بىعصمتى خود حصّه به او مىبخشند .
من عقيده ندارم كه رغبت و ميل زنها به فسوق از مردها بيشتر باشد ، چنانچه مسلك بعضى است ؛ ولى بهترين وسيله از براى انقطاع مردها از فجور و فحشا و تقريبا خنثى نمودن حيلههايى كه در محيط عفّت و عصمت زنان اتخاذ مىكنند ، همين حجابى است كه يكدسته از مردها به نام آزادى زنان خواهان رفعش مىباشند .
و حجاب اگرچه در نظر بعضى دوشيزگان قيدى است با زحمت ، ولى جامعهء بشر در سلسلهء زندگانى خود به هزاران سلسلههاى سخت طاقتفرسا براى حسن انتظام و دفع آلام و جلب منافع ضروريه كردن ، تسليم [ شده است . ] « 1 » پس اين حجاب رقيقى كه نگهبان عصمت دوشيزگان و بهترين حاجبى است از موجبات بىخانمانى و خودكشى و امراض بىعلاج و اخلاق پست و شقاوت ابدى و سقوط در جامعه بر فطرت معصومانهء ايشان و فطرت هر فرزانه ، سهل و آسان خواهد بود .
و ما در اين مختصر مسألهء حجاب را به نظر فلسفى و اجتماعى و اقتصادى و عمرانى سنجيديم ؛ و اما به نظر شرعى و تجديد حجاب و مقدار محجّب بودن و معنى زينت و عورت و لزوم پوشانيدن صورت ، موكول است به نظر ديگرى كه در اين مجموعه ، موقع تذكّر ندارد .
* . * . *
هامش
( 1 ) . در اصل : دادهاند .