تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
كوچكى حجم ، حاوى تحليلى تازه و بيشتر فيلسوفانه از مسألهء حجاب است ؛ در واقع ، بحث حجاب در اين دوره ، بيش از آن‌كه نيازمند ارائهء ادلهء شرعى اعمّ از قرآن و حديث باشد ، نيازمند ارائهء تحليلى اجتماعى و اخلاقى بوده است ؛ زيرا مخاطبان بحث ، طلاب نبودند تا با زبان فقه آشنا بوده و اساسا حجّيت ادلّه را از پيش پذيرفته باشند . مخاطبان اصلى اين بحث ، قشر تحصيل‌كردهء جديد بودند كه مىبايست با زبان جديد و روش‌هاى عقلانى به تعليل و تحليل احكام شرعى بپردازند . همان‌گونه كه در مقدمه گفتيم ، اين مسأله‌اى است كه بر غالب رساله‌هاى حجابيه حاكم است . به نظر زنجانى درست « مقارن طلوع فجر قرن بيدارى شرق رأى رفع حجاب ظاهر » گرديد . يعنى اصولا كشف حجاب معلول پديد آمدن تجدّد است . ماجرا با نگارش كتاب قاسم امين تحت عنوان تحرير المرأة آغاز شد كه براساس اطلاعات زنجانى ، عبده و سپس فريد وجدى به نقد آن پرداختند . آثار اين جريان از مصر « به اقطار اسلاميهء ديگر مثل صفحهء ايران منعكس شد » . به نظر وى اين بحث در مصر ، جنبهء تئوريك داشت ، اما در ايران با انگيزه‌هاى اخلاقى درآميخت و « فرقه‌اى از نويسندگان ايران . . . به اسم تمدّن قرن بيستم به قلم خود حجاب كه پردهء عفت و اساس حياء است » پاره كرده و كوشيدند تا « فضاى آزادى براى فجور و فساد مهيا شود و جامعهء ايرانى اسلامى را به طرف ضعف و زوال » سوق دهند . زنجانى سبك خاصى را براى تحليل مسألهء حجاب دنبال كرده و براى اثبات سخن خود ، چند اصل را ابتدا بيان كرده است . نخست آن‌كه هر پيشرفتى براساس احتياج بشر در تأمين سعادت او صورت مىگيرد . دوم آن‌كه دو قوه در وجود انسان است : قوهء عاقله و قوهء نفسانيه و شهوانيه . اينها دايما در حال تعارض با يكديگر هستند و غلبهء قوّهء نفسانيّه باعث زوال آن قوم مىشود . سوم آن‌كه هر قانون‌گذارى مصلحت عمومى را در نظر مىگيرد ، صرف‌نظر از آن‌كه ممكن است قانون مصوّب ، براى افرادى ، بر خلاف مصلحت باشد . مهم آن است كه قانون بتواند مصلحت عمومى را كه تأمين سعادت و عدالت است ، در نظر بگيرد . چهارم وضع نفسى و روانشناسانهء زن و مرد است . در اينجا زنجانى از كشفيات جديد علمى كه آن زمان شهرت داشته ، استفاده كرده است ؛ حاصل آن‌كه « وضع مركز و نقطه‌هاى حس و هيجان در مخ جنس زن منظّم‌تر از تركيب مخ مرد است ؛ به واسطهء پيچيدگى در مخ مرد ، ذكاوت و ادراك بيشتر داراست » . و پنجم اصل انتخاب اصلح ، اقوى و انسب است . ارتباط اصل اخير با بحث حجاب اين است كه اصولا اقوامى كه حجاب را رعايت كرده‌اند ، در تاريخ ماندگار شده‌اند ، دليل آن نيز رعايت اخلاقيات و جلوگيرى از منكرات و مانع شدن از دخالت هوى و هوس زنان در امر سياست بوده است . در اينجا وى از مطالبى كه در دائرة المعارف لاروس بوده و در مدخل حجاب دائرة المعارف قرن عشرين