نصارى برسد ، ولى مروّجين اخلاق نكوهيدهء اروپايىها به قلم اسلامى مىخواهند زن مسلمان را جلوهگر محضر يهود و نصارا در ضمن بىحجابى قراردهند .
شدّت در حجاب : امام اوّل عليه السلام به امام دوم عليه السلام در اين موضوع نوشت :
فإنّ شدّة الحجاب خير لك و لهنّ من الإرتياب » . « 1 » مىفرمايد : سختى در امر حجاب براى زن و شوهر بهتر است از بدگمانى و بددلى .
تاكيد در شدت حجاب به اسم حبس : امير مؤمنان عليه السلام فرمود : « احبسوا نسائكم يا معاشر الرجال » ؛ « 2 » يعنى اى گروه مردان ! زنان خود را ضبط نماييد ، محض تاكيد در تستر و حجاب . به عبارت حبس بيان فرمود كه خيلى در اين باب اهتمام نماييد .
رد بر هاتك حجاب : از جمله فرمايشات و اعتراضات عقيلهء بنى هاشم زينب كبرى سلام الله عليها است كه به شجاعت ادبيّه و عصمت الهيّه ، اعمال جابرانهء يزيد را در حضور اعيان دولت با كمال قدرت ردّ مىنمايد و مىفرمايد : أمن العدل يابن الطّلقا الى آخر الخطبه .
معترضانه مىفرمايد : اى اميرزادهء نانجيب ، اين از عدالت است كه زنان خود را محتجب و پردگيان عصمت را آفتابى نموده ، و أبديت وجوهنّ و صورتهاى ايشان را براى نامحرمان آشكار ساخته « 3 » . اين مخدّرهء ستمديدهء مصيبت رسيده ، ابداى وجه را در عداد مصايب بزرگ مىشمارد و بر يزيد تنقيد و اعتراض مىفرمايد كه كجاى عدالت ، تجويز اين رذالت را مىنمايد ؛ و اگر ابداى وجه در صدر اسلام معمول مىبود و قبح شمرده نمىشد ، در اين موضوع حق تنقيدى نداشت كه بفرمايد : و أبديت وجوههنّ . پس معلوم است كه دولت جابرهء امويّه بر خلاف معمول رفتار كردهاند كه عقيلهء خاندان رسالت در مجلس رسمى كه بار عام داده شده ، علنا اينگونه اعتراضات را مىفرمايد ؛ و اهالى مجلس و اركان دولت را منقلب مىسازد ؛ و عجب اينجاست كه صاحبان مقالات راجعه بر ردع حجاب ، خطابه فرمودن حضرت زينب را دليل مىآورند كه مثل آن بزرگوار در مجمع عمومى خطابه فرموده ؛ ولى معانى خطبه را غور نمىكنند كه همان خطبه دليل است كه مصيبت خطابه فرمودن در مجمع عمومى بر آن بزرگوار سختتر بوده از ساير مصايب قتل و نهب و اسر ؛ و علاوه ، همان كس كه خطابهء حضرت را روايت كرده ، دربارهء آن جليلهء كريمه گفته است :
ما رأينا خفرة أنطق منها كأنّها تنطق و تفرغ من لسان أمير المؤمنين . « 4 » مىگويد : هيچ محتجبهء با حيايى را نديديم كه زبانآورتر از آن بزرگوار باشد ؛ پندارى كه از زبان امير المؤمنين عليه
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 5 ، ص 337 ؛ وسائل ، ج 20 ، ص 64 ؛ مستدرك ، ج 14 ، ص 183
( 2 ) . كافى ، ج 5 ، ص 337
( 3 ) . بحار ، ج 45 ، ص 133
( 4 ) . بلاغات النساء ، ص 37 ، 39 ؛ بحار الانوار ، ج 45 ، صص 108 ، 162 ، 164