تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
السلام صحبت مىكند . مقصود آن است كه راوى خطبه ، حضرت را وصف به خفارت مىكند كه به معناى شدّت حيا و تحجّب است . بدترين زمان‌ها : امير مؤمنان عليه السلام فرمود كه از پيغمبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مىفرمود : آخر الزمان و هنگام نزديك شدن قيامت كه بدترين زمان‌هاست ، زنانى پيدا خواهند شد كه به اين اوصاف خواهند بود « كاشفات [ گشاده‌رويان ] عاديات [ تجاوز كنندگان حدود ] متبرّجات [ نمايش‌دهندگان زينت به نامحرم ] من الدّين خارجات [ خارج شوندگان از دين ] فى الفتن داخلات [ داخل‌شوندگان در فتنه ] مايلات الى الشّهوات [ ميل كنندگان به سوى شهوات ] مسرعات الى اللّذات [ شتاب‌كنندگان به سوى لذّات ] مستحلّات المحرّمات [ حلال‌كنندگان محرّمات ] فى جهنّم خالدات [ مخلد شوندگان در جهنّم ] . « 1 » مىفرمايد : در آخر زمان كه بدترين زمان‌هاست ، زنان آن دوره بىحجاب مىشوند . و اين خبر را از اخبار آتيه مىدهد ؛ و اگر عصر اسلامى بىحجابى به طريق زنان اروپايى معمول بود ، غرابتى نداشت كه از اخبار غيب شمرده شود كه مخصوص زنان آخر الزمان باشد ؛ و علاوه آن زمان را وصف به شرارت نمود كه بدترين زمان‌هاست ؛ و اگر بىحجابى باعث انتظام امور اجتماعيه مىشد - چنانچه مستغربين همين عقيده را دارند - چرا پيغمبر صلى الله عليه و آله بفرمايد : بدترين زمان‌هاست ؛ و اين خبر را عقل كلّ مىدهد و وصيّتش روايت مىفرمايد ؛ و خبرى نيست كه در آن بتوان خدشه نمود .

موضوع دويم در تبرّج است

تبرّج مشتق از برج است و به معنى زيورنمايى است ؛ يعنى همان‌طور كه برج در ميان حصار بند شهر محاسن و كنگره‌ها و خوشگلىهاى خود را نمايش مىدهد ، زن‌ها در عالم تمدّن و اجتماعات ، برازندگى و محاسن و آرايش و زيورهاى خود را جلوه و نمايش دهند . چنان‌كه در ميان زنان اروپايىها معمول است كه بعد از اهتمام كلّى در امر توالت و بزك و خودسازى و تزيّن از خانه بيرون مىروند و بدون تزيّن معاشرت نمىكنند و خداوند در اين موضوع فرموده :
« وَ قَرْنَ
[ زن‌ها خانه‌هاتان بنشينيد ]
فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ
[ مثل زمان جاهليت زيورنمايى نكنيد ]
تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى »
؛ « 2 » زن‌ها ، به خانه‌هاتان بنشيند و تبرّج نكنيد ، چنانچه در جاهليّت تبرّج مىكرديد . زمان جاهليّت رسم بود كه هر زنى يك رفيق‌باز
هامش
( 1 ) . كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 390 ( 2 ) . احزاب ، 33