تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
اظلّه ، بلكه بر كل صادق است ، و « نور وجود » ، ضدّ و ندّ ندارد كه آنچه وجود است ، از صقع اين نور است ، نه ندّ و مثل ، و نه ضدّ و مقابل ، چه ، در خارج و چه در ذهن . و عدم ، چيزى نيست كه ندّ يا ضدّ باشد ، چنان كه ظلمت ، مقابل نور حسّى نيز ضد و ندّ آن نيست كه ظلمت ، عدم كافّهء نور است و هر چند به قدر نور « البيت السابع » باشد ، بلكه تقابل عدم ملكه دارد ، ظلمت با نور :
و لا عدّة و العدّ كالحدّ قاطع * و لا مدّة و الحدّ شرك موقت
و لا ندّ فى الدّارين يقضى بنقض ما * به نيت و يمضى أمره حكم أمرتى
و لا ضدّ فى الكونين و الخلق ما ترى * بهم للتّساوى من تفاوت خلقتى
« 1 » يعنى : عدد و چند ندارد ، چه « عدد » مثل حدّ ، قاطع و محدّد است ، و « شىء » را محدود مىكند و مدّت و زمان [ هم مطرح ] نيست ، در وجود حق تعالى كه حدّ ، لازم هر زمانى است و موقّت « 2 » يعنى هر فرد ، زمان و نوع آن ، حدّ مىخواهد كه « آن » مفروض باشد ، تا « عامّ » و « شهر » و « يوم » و « ليل » و « ساعت » و « دقيقه » و « ثانيه » و غير اينها محقّق شود ، و « آن » مباين است با « زمان » ، و زمان محدّد است زمانى [ ديگر ] را ، و وجود را محدود كند و موقّت - يعنى : توقيت كننده - وجود را ، در « شرك » واقع سازد . و لا ندّ الى آخره [ . . . ] نيست براى وجود حقّ ، مثلى در دو نشئهء ؛ دنيا و آخرت كه حاكم باشد به شكستن آنچه من بنا كنم و بگذراند امر او ، حكم امارت مرا ، يا قطع كند سلطنت من ، امر او را - چنان كه در دليل تمانع مشهور مذكور شد - و لا ضدّ [ . . . ] اه ، و نيست ضدّى وجود حقّ را ، در دو كون كه وجود عالم امر و عالم خلق باشد و چگونه ضدّ باشد و حال اينكه نمىبينى تفاوت در خلق پروردگار ، به علّت وجود تساوى وجودات ، به اعتبار وجه اللّه كه جهت نورانيّهء مقدّسه باشد كه : « كل شىء فيه معنى كلّ شىء » « 3 » ، اشارت است به قول خداى تعالى كه : « ما ترى فى
هامش
( 1 ) - « ديوان ابن الفارض » ، انتشارات الشريف الرضى ، چاپ اول 1369 / 105 . ( 2 ) - به كسر قاف ، مضاف اليه شرك . ( 3 ) - اين عبارت ، در مقدّمه قيصرى بر فصوص الحكم ابن عربى ، به صورت : « كلّ شىء فى كلّ شىء » آمده است
اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 97 | ملا هادي السبزواري / كريم فيضى