تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
و همچنين « كلمه » است : « نحن الكلمات التّامّات » « 1 » ، و
« بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ »
« 2 » . و حقيقت محمّديّه ، اشارت به كلمهء جامعهء وجود خود فرموده ، در قولش كه : « اوتيت جوامع الكلم » « 3 » ، بلى : آنچه خوبان همه دارند ، تو تنها دارى ! و هم‌چنين ، بدان عينيّت كمالات ديگر را . پس ، وجود « نفس ناطقه » با وحدت و بساطت « حيات » است و « حىّ و علم » است و « علم و ارادت » است و « مريد و قدرت » است و « قادر » و نظير اينها است كه در مشتقّ ، ذات معتبر نيست ، و تركيب از ذات و مبداء اشتقاق لازم نيست . « 4 » بلى « حىّ » در مجرّدات ، سواى حق تعالى ، اگر ماهيّت اعتباريّه اعتبار شود ، « ذات له الحياة » خواهد بود ، و همچنين عالم و قادر و نحو اينها ، و امّا حضرت « قدّوس سبّوح ربّ الملائكة و الرّوح » « 5 » ماهيّت ندارد . پس ، چون اينها دانستى ، بدان كه : وجود حقيقى ، هر جا كه هست ، همين حكم را دارد كه عين « حيات » و « علم » و « مشيّت » و مانند اينهاست . چه ، وجود « حقيقت واحده » [ بوده ] و « سنخ واحد » است و مراتب متفاضله در وجود ، با وحدت اصل ، محفوظ و سنخيّت ، قدح در اين مذكورات نمىكند . بلى ، اين صفات متفاوتند ، به حسب شدّت و ضعف در حضور ، و تابع‌اند مراتب خود وجود را كه شديد و ضعيف‌اند ، در حضور كه مرتبهء وجود فرق الفرق پس در مرتبهء نازله كه حيات ، مثل « لا حيات » و علم ، مانند « لا علم » و عشق ، چون « لا عشق » شده . و همچنين ، در باقى نعوت ، در نزد عقول جزئيّه نيز ، مانند « لا وجود » است كه وجود عالم معنى كجا و وجود عالم صورت كجا : « اين التّراب و ربّ الارباب » ؟ ولى اصل و سنخ در وجود و نعوت محفوظ است و تابعيّت كه گفتيم ، به حسب عنوان است كه تابعيّت ، غير متأخّر در تحقّق است ، چون تابعيّت مفهوم وحدت و هويّت
هامش
( 1 ) - « بحار الانوار » ، ج 27 / 39 . ( 2 ) - آل عمران / 49 . ( 3 ) - اعطيت جوامع الكلم ، « بحار الانوار » ، ج 83 / 276 . ( 4 ) - بنگريد به : « اصل الاصول » ، بحث : بيان بساطة المشتقّات و الفرق بين المشتقّ و منشأ الاشتقاق / 13 - 14 . ( 5 ) - « بحار الانوار » ، ج 95 / 410 ، و ج 98 / 161 .
اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 86 | ملا هادي السبزواري / كريم فيضى