تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
شيخ شبسترى گويد : وجود اندر . . . اه « 1 » . ملا جامى گويد :
ذات همه ، جز وجود و قائم به وجود * ذات تو وجود ساذج و هستى بحت
الى غير ذلك . و ما ، اوّل قاعدهء اشراقيّه كه در اين مطلب شامخ و ساير مطالب عاليه كثير النّفع است ، ذكر كنيم و بعد به مطلب رويم ، بىآنكه مفهوم موجود - كه دانستى - كه معنونى و حقيقتى دارد ، يكى از عنوانات آن ، « حقيقت » است و او را ، عنوانات بسيار است كه او از جهت واحده كه ذات اوست ، « معنون » و « مصداق » همه است . از آن جمله ، عنوان « نور » است ، اعنى : « ظاهر بالذّات و مظهر للغير » و حقيقت وجود ، ظاهر بالذّات و مظهر ماهيّات است ، چنان كه نور حسّى ، ليكن نور حسّى ، مظهر مبصرات است و نور وجود ، مظهر همهء ماهيّات است ؛ چه ماهيّات علميّهء وجوبيّه كه « اعيان ثابته » لوازم اسماء و صفات‌اند و چه ماهيّات جبروتيّه و چه ماهيّات ملكوتيّة و چه ماهيّات ناسوتيّه ، از سفليّه و علويّه . و وجودات عقول كليّه را ، حكيم اشراقى به « انوار قاهره » ، و نفوس كلّيهء فلكيّه و عنصريّه را به « انوار اسفهبديّه » مسمّى كرده :
« اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
. « 2 » و از آن جمله ، عنوان « علم » و « شعور » است ، ليكن اعمّ از « علم بسيط » و « علم تركيبى » كه چنان كه جهل دو قسم است ، بسيط نداند و مركّب كه نداند ، و نداند كه « نداند » . هم‌چنين ، علم دو قسم است : بسيط ، آن است كه بداند و مركّب آنكه : بداند و بداند كه بداند ، بلكه و بداند كه چه مىداند ، و ببيند و ببيند كه چه مىبيند . و « وجود » در جمادات ، علم بسيط است به حق تعالى و از اينجاست كه همه ،
هامش
« خرد » ، گر سخن برگزيند همى * همان را گزيند كه بيند همىاز اين پرده برتر سخن گاه نيست * ز هستى مر انديشه را راه نيست . . .« شاهنامه » ، چاپ مسكو ، ج 1 / 12 و 13 . و نيز « شاهنامه » ، با تصحيح زول مول ، چاپ سوّم ، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى ، ج 1 / 3 و 4 . ( 1 ) - كلمه « اه » در نوشتهء سبزوارى ، مشابه و معادل « الخ » رايج و مصطلح است كه در گفتار آل احمد بيش از ديگران آمده است . ( 2 ) - نور / 35 .